![]() |
| سلام . ویدئو جدید و زیبای الیاس صالحی به نام آغوش غریبه |
با کیفیت بالا بدون تبلغ


...
Hits: 116,346 Rating: 4.38 Favourite: 13Resident Evil - The...
by REXEC
Hits: 54,267 Rating: 4.66 Favourite: 7![]()
Super Mario
by sam1374


از امروز تا شنبه در نیمه شمالی و برخی مناطق شرقی و جنوبی بارش پراکنده خواهیم داشت و به عنوان اولین مخاطبان، بارش برف در شمال غرب و بسیاری از مناطق مرتفع غربی و شمالی را در آغازین روزهای هفته آینده به اطلاع میرسانیم. احتمالا در ارتفاعات شمال شهر تهران هم در آن زمان بارش برف رخ خواهد داد.

از آن پس، آرامگاههای عظیمی به شکل هرم برای فرعونیان ساختند. اهرام مصر بناهای بسیار بزرگی هستند که برای نگهداری دائمی اجساد فراعنه طراحی و ساخته شدند. مطابق رسوم مصر باستان، مدخل ورودی اهرام باید رو به سمت شمال باشد. جالب است بدانید که مصریان قدیم برای این که بتوانند از روشهای علمی در ساخت اهرام استفاده کنند، علم ریاضیات را برای نخستین بار به کار گرفتند.
آنها باید پیش از ساخت اهرام، مقدار سنگ لازم برای ساخت آن و همچنین زاویه هریک از دیوارها را محاسبه میکردند. اهرام قدیمی مصر بناهای 4 گوش و یک طبقهای بودند که از جنس خشت ساخته شده بودند. بتدریج، هرمهای کوچکتری روی آن هرم ساخته شد که نمایی پله پله در سطح دیوارها به وجود میآورد.



این تفاوت تنها به دلیل خطای دید است، زیرا چشمان ما در مورد لبخند او سیگنالهای مختلفی به مغز میفرستند.
در شبکیه چشم سلولهای بسیاری وجود دارند که اطلاعات مختلفی را از طریق کانالهایی به مغز مخابره میکنند. این کانالها بر اساس اطلاعات فرستاده شده، آنها را از لحاظ اندازه جسم، وضوح، روشنی و مکان آن در میدان دید دستهبندی میکنند.
لوئیز مارتینز، دانشمند عصبشناس اسپانیایی میگوید: «بعضی مواقع یک کانال بر دیگری غلبه میکند و شما در چهره مونالیزا لبخند میبینید و زمانی دیگر کانال دیگر غلبه دارد و شما لبخند را نمیبینید.»
برای کسب دلایل بیشتر، مارتینز ویژگیها و اطلاعات مختلف این اثر را که از طریق کانالهای دیداری مختلف به مغز فرستاده میشود تغییر داد و سپس از داوطلبان خواست نظرشان را در مورد اینکه آیا لبخند را میبینند یا خیر، بیان کنند.
او داوطلبان را در فاصلههای مختلفی از نقاشی قرار داد و ابعاد مختلفی از آن را به آنها نشان داد.
هنگامی که آنها در فاصله دوری بودند یا ابعاد کوچکی از این تصویر را میدیدند، برای درک حالت صورت مشکل داشتند و هنگامی که به نقاشی نزدیک میشدند و در مقابل ابعاد بزرگتری از تصویر قرار میگرفتند، قادر به تشخیص لبخند بودند. هر چه تصویر بزرگتر میشد، لبخند هم واضحتر میشد.
مارتینز ادعا میکند که لئوناردو در یکی از دفترهایش نوشته است که سعی داشته حالات حرکتی را نقاشی کند، زیرا این همان چیزی است که او در خیابان میدیده است.

آهنگ جدید و فوق العاده زیبا و شاد علی کیو و دیجی پژمان تیام به نام عشق من با 2 کیفیت
با 4زبان ( فارسی - هندی -انگلیسی وعربی ) اجرا شده است
آهنگسازی و تنظیم و مستر : دیجی پژمان تیام
پیشنهاد میکنم حتما دانلود کنید

![]() |
| سلام . ویدئو جدید و زیبای الیاس صالحی به نام آغوش غریبه |
![]() |
| آهنگ و ویدئو جدید و بسیار بسیار زیبای شادمهر به نام عادت
|

آهنگ جدید و بسیار زیبای محسن یاحقی با نام جاده های دیدار ... با 2 کیفیت
( ترانه و آهنگ : محسن یاحقی )

آهنگ جدید , شاد و زیبای مهیار به نام تب عشق با دو کیفیت
( تنظیم : مسعود مفیدی )

آلبوم جدید و بسیار زیبای علی تکتا به نام سالی به سالی با دو کیفیت
(این آلبوم شامل تمام آهنگ هایی میباشد که تا کنون از علی تکتا پخش شده است)

سه آهنگ جدید و فوق العاده زیبای ( نمیخوامت , نیمه من , دروغگو ) با صدای آزاد با 1 کیفیت
( آهنگساز : آزاد / تنظیم کننده : راشا تقی پور / مرکز پخش کمپانی آریا رکوردز )
( پیشنهاد میکنیم دانلود کنید )
/Azad.jpg)
موزیک ویدیو جدید مجید اخشابی majidakhshabi.
تهیه شده در سایت موزیک فردا 
دوست دارید بدانید که چطور احساسات گرم و سوزان معشوقه تان را ارضاء می کنید؟ این فال در مورد سبک بوسیدن متولدین ماه های مختلف است.
امیدواریم با خواندن این فال بتوانید با شخصیت معشوقتان بیشتر آشنا شوید و ببینید که لب هایتان چه سرنوشت عشقی برای شما رقم می زند!
برج حمل (فروردین)
بوسه های شما تند و سریع و بسیار پرحرارت هستند که نشانگر حس شهوتران و لذت طلب شماست، اما این احساس داغ و سوزان خیلی زود فروکش می کند.
برج ثور (اردیبهشت)
بوسه های شما با تعلل صورت می گیرد اما بوسه هایی ژرف و با احساس هستند که پی در پی می آیند و می آیند و…
برج جوزا (خرداد)
بوسه های شما با فوران خنده، لبخند و مسخره بازی قطع می شود.
برج سرطان (تیر)
بوسه های شما گرم و لطیف است، و دوست دارید تا ابد به آن ادامه دهید…
برج اسد (مرداد)
بوسه های شما وحشی و پراحساس، همراه با چنگ زدن و گاز گرفتن است. هیچگاه موقع بوسیدن از بروز احساسات خود جلوگیری نمی کنید و دوست دارید دیگران شما را به این خاطر تشویق کنند.
برج سنبله (شهریور)
بوسه های شما بسیار دقیق، ظریف و ماهرانه است و معشوقتان زمانی متوجه آن می شود که شما کارتان را تمام کرده اید
برج میزان (مهر)
آن قدر نگران وضعیت تنفستان هستید که نمی توانید خوب به بوسیدنتان بپردازید.
برج عقرب (آبان)
شما خیلی زود از بوسیدن می گذرید و به سراغ چیزی می روید که پشت سر آن برسد.
برج قوس (آذر)
بوسه های شما غافلگیر کننده و خود به خودی هستند که باعث می شود معشوقتان بیش تر و بیش تر طلب کند.
برج جدی (دی)
بوسه های شما لحظه ی خلاص شدن و آزادی از استرسی است که در طول روز اسیرتان کرده است.
برج دلو (بهمن)
بوسه های شما خیس و با کثیف کاری همراه است و هنگام بوسیدن چشمانتان را باز نگاه می دارید!
برج حوت (اسفند)
بوسه های شما رویایی، خیال انگیز، عاشقانه و ابدی است.
بهار
پوست افرادی که در بهار به دنیا آمده اند، دارای رنگ های طلایی است. بعضی از متولدین این فصل چهره ای عاجی رنگ همراه با لک و کک و مک دارند و بقیه دارای پوستی شفاف و گندمگون می باشند. حتی با وجود کک و مک نیز پوست چهره ی آنها شفاف و درخشان بوده و در برابر نور آفتاب قهوه ای رنگ و برنزه می گردد. رنگ چشمهای این افراد معمولاً روشن با رگه هایی طلایی است.
رنگ های بهاری
نارنجی های روشن، هلویی، انواع رنگ قرمز، زنگاری روشن، صورتی های مایل به هلویی، قرمزهای روشن و درخشان متمایل به نارنجی، طلایی روشن و درخشان، زرد طلایی، خاکستری سایه روشن، قهوه ای متمایل به طلایی، قهوه ای مسی، آبی روشن و درخشان، آبی فیروزه ای، آبی دریایی، و آبی لاجوردی روشن تا سبزهای روشن و درخشان متمایل به زرد رنگ های متولدین فصل بهار است. مشکی و شرابی رنگ متولدین این فصل نیست.
تابستان
پوست متولدین تابستان دارای زمینه ی رنگ های آبی متمایل به صورتی است. و معمولاً پوست صورت اینگونه افراد صاف و شفاف و مهتابی بوده و رنگ موها نیز از بور بسیار تند یا خاکستری یا قهوه ای با زمینه رنگ قهوه ای متمایل به قرمز یا خاکستری متغیر است. رنگ چشمهای متولدین این فصل روشن یا خاکستری ملایم می باشد.
رنگ های تابستانی
انواع صورتی های کمرنگ و صورتی های متمایل به شرابی، تمشکی، قرمزهای متمایل به آبی، آبی، بلوطی، زرد لیموی کمرنگ، بنفش تیره و کمرنگ، بنفش مایل به ارغونی سیر، سفید ملایم، بژ متمایل به آبی، قهوه ای گوزنی، آبی تیره متمایل به خاکستری، آبی روشن متمایل به خاکستری، سبزهای متمایل به آبی رنگ های متولدین فصل تابستان است. نارنجی، طلایی، مشکی از رنگ های این فصل نمی باشد.
پاییز
پوست افرادی که در فصل پاییز به دنیا آمده اند، دارای زمینه ی رنگ های طلایی است و رنگ موهایشان قرمز یا قهوه ای متمایل به قرمز بوده و پوست چهره ی آنها لطیف و شفاف، گلگون رنگ یا طلایی تیره می باشد. افراد متعلق به این فصل، با چشمهایی روشن و کمرنگ، در رنگ های تیره ی پاییزی بهتر به نظر خواهند رسید.
رنگ های پاییزی
انواع نارنجی، هلویی تیره، زنگاری، قرمز متمایل به قهوه ای، قرمزهای تیره و متمایل به نارنجی، طلایی، طلایی متمایل به زرد، طلایی متمایل به کرم، بژ متمایل به طلایی، انواع قهوه ای، آبی، فیروزه ای، انواع سبز رنگ های متولدین فصل پاییز است. صورتی، شرابی، ارغوانی، خاکستری و مشکی جزء رنگ های این فصل به حساب نمی آید.
زمستان
پوست زمستانی ها دارای زمینه ی رنگ های آبی متمایل به صورتی است. رنگ موهای اغلب افراد متولد در این فصل تیره بوده و رنگ چهره ی آنها بژ متمایل به خاکستری یا زرد رنگ می باشد. تضاد بین سفیدی چشم و عنبیه در چشمهای این افراد بیشتر از افراد متولد فصل تابستان است.
رنگ های زمستانی
اکثر رنگ های روشن و درخشان، صورتی های متمایل به آبی روشن و تیره، قرمزهای روشن و درخشان، قرمزهای متمایل به آبی، زردهای روشن، ارغوانی متمایل به قرمز تیره، سفید، بنفش مات، خاکستری متمایل به قهوه ای، خاکستری، مشکی، آبی تیره، آبی روشن، آبی مات، فیروزه ای روشن، سبزهای روشن از رگ ها متعلق به متولدین فصل زمستان است. نارنجی و طلایی از رنگ های زمستانی نمی باشند.

آرایش لبها
آرایش لبها میتواند به جذابیت و زیبایی صورت اضافه و یا آن را کم نماید. نزدن رژ لب بهتر از زدن آن به طور نامرتب یا با رنگهای نامناسب است. با رژ لب میتوان فرم لبها را زیباتر و اصلاح نمود و با سایر اعضای صورت متناسب ساخت. قبل از زدن رژ لب باید لبها کاملا تمیر باشند. فوندیشن یا پورد معمولا روی لبها هم زده میشود. یادآوری میشود که رژ لب نباید از لبی به لب دیگر زده شود. باید کاملا اختصاصی باشد و در صورت استفاده دو نفر یا بیشتر میتوانید برای پاک کردن آن از گوش پاک کن استفاده کنید. برای انتخاب رنگ رژ لب میتوان آن را کنار لب قرار داد و هماهنگی رنگ را با صورت پیدا نمود.
برای زدن رژ لب، لبها را در آرامش کامل به حالت کشیده و جدا از هم (به حالت لبخند) نگه میداریم.
با استفاده از مداد مخصوص خط لب، اول لب بالا را میکشیم که از گوشه لب شروع و به طرف وسط ادامه می یابد سپس لب پایین را میکشیم. رنگ مداد لب را کمی تیره تر از رنگ خود رژ انتخاب کنید.
بعد از تعیین رنگ مناسب، رژ لب را ابتدا به لب بالا و سپس به لب پایین میزنیم. توجه داشته یاشید که با آرایش ترمیمی درست میتوان فرم لبها را به صورت دلخواه نشان داد
آلبوم جدید و بسیار زیبای Lady Gaga با نام The Fame Monster - DeLuxe Edition با 3 کیفیت متفاوت | Exclusive |
( توضیح : این آلبوم شامل دو سی دی می باشد )
دانلود مستند فوق العاده دیدنی مردان پرسپولیس 2
دانلود مستند فوق العاده دیدنی مردان پرسپولیس 2
| با دو کیفیت / لینک مستقیم / به هیچ وجه از دست ندهید |

دانلود رایگان مستند تغییر جنسیت در ایران ( دو جنسه ها ) برای اولین بار
دانلود مستند تغییر جنسیت در ایران
یکی از بازی های پرطرفدار شرکت بزرگ Gameloft که در زمینه بازی موبایل فعالیت دارد بازی جذاب ماشینی و مسابقه ای Ferrari GT Evolution است . بازی ای که هم اکنون آماده دانلود شده است با 4 سایز 128x160 و 176x208 و 176x220 و 240x320 مناسب با تمامی گوشی های موبایل در این مطلب برای شما عزیزان قرار داده شده است.

حجم کل : -
نوع فایل : بازی موبایل
پسوند : .JAR
تعداد : -
در این بازی جذاب موبایل که برای گوشی های نوکیا 5800 و N97 تهیه شده باید حلقه ها را در مسیر مشخص شده بگونه ای راهنمایی کنید و از مسیر های پر پیچ و خم عبور دهید که در حین حرکت به هیچ چیزی برخورد نکنند با پشت سر گذاشتن مرحله ها مسیر های سختی پیش روی شماست.

حجم کل : 551 KB
نوع فایل : بازی سیمبیان 9.4
پسوند : .SIS
تعداد : 1
در این مطلب بازی فکری شطرنج را که یکی از محبوب ترین بازی ها به حساب می آید را برای گوشی های موبایل نوکیا آماده دانلود کرده ایم.
این بازی شطرنج یا Chess پیش از این نیز برای گوشی های با سیستم عامل UIQ3 و جاوا در سایت تخصصی موبایل قرار داده شده بود.
حجم کل : 678 KB
نوع فایل : بازی نوکیا سری 60 ورژن 3
پسوند : .SIS
تعداد : 1
در این مطلب بازی پرطرفدار بسکتبال 2010 برای موبایل تحت عنوان بسکتبال حرفه ای NBA Pro Basketball 2010 را آماده دانلود کرده ایم.
این بازی جاوا با 8 سایز گوناگون برای تمامی گوشی های موبایل تولید شده و در سایت تخصصی موبایل قرار گرفته.
حجم کل : -
نوع فایل : بازی موبایل
پسوند : .JAR
تعداد : -
GT Motor Academy 2009 یکی از جدیدترین بازی های تولید شده در سبک ماشینی میباشد که توسط بازی ساز معروف : Gameloft تولید شده است ؛ این بازی موبایل در چهار سایز 176x220 و 176x208 و 240x320 و 360x640 برای دانلود در ادامه قرار گرفته است.
حجم کل : -
نوع فایل : بازی جاوا
پسوند : .JAR
تعداد : -
اینبار نسخه جدید بازی پرطرفدار Pro Evolution Soccer ۲۰۰۹ با نام PES ۲۰۱۰ محصول شرکت Konami برای موبایل.
همزمان با انتشار نسخه جدید بازی PES ۱۰ برای رایانه ، نسخه موبایل این بازی محبوب بصورت کامل و برای تمامی رزولوشن ها تیه شده و در سایت تک موبایل برای دانلود قرار گرفته است
- ویژگی های بازی PES ۲۰۱۰ برای موبایل :
- هوش مصنوعی بالا تر نسبت به نسخه قبل
- امکان بازی کردن دونفره (بلوتوثی)
- ایجاد تیم و بازیکن و افزایش رتبه آنها
- شرکت در لیگ قهرمانان اروپا
حجم کل : -
نوع فایل : بازی بلوتوثی
پسوند : .SIS
تعداد : -
بازی جدید Tower Bloxx که نسخه جدید بازی City Bloxx است ، اینبار توسط Digital chocolate بصورت سه بعدی طراحی شده است.
این بازی جاوا برای تمامی رزولوشن ها تهیه شده است و در ادامه مطلب برای دانلود آماده شده است.
حجم کل : -
نوع فایل : بازی موبایل
پسوند : .JAR
تعداد : -
اینبار نیز با یک بازی جدید و جذاب دیگر از شرکت Digital Chocolate در خدمت شما همراهان همیشگی و دوست داران بازی های موبایل هستیم.
بازی جدید Crazy Pinguin بسیار جذاب و هیجان انگیز میباشد که برای تمامی گوشی های موبایل تهیه و تولید شده است.
حجم کل : -
نوع فایل : بازی جاوا
پسوند : .JAR
تعداد : -
بازی Star Wars Jedi Mind Tricks که به تازگی توسط THQ Wireless تهیه شده تبدیل به یکی از محبوبترین بازی های موبایل شده است که با رزولوشن های گوناگون و به صورت رایگان برای دانلود در بخشب بازی موبایل قرار داده شده است.
حجم کل : -
نوع فایل : بازی موبایل
پسوند : .JAR
تعداد : -
آهنگ جدید و زیبای سهراب پاکزاد و امیر طبری با نام زیر بارون... با 2 کیفیت l Exclusive l
( تنظیم : نیما وارسته )

MP3 128
OGG
Zire Baroon
2 آهنگ جدید و زیبا از مهدی قنبری با نام ( جاده و خیال تو ) ... با 2 کیفیت

MP3 128
OGG
ورژن جدید و بسیار زیبای آهنگ آغوش با صدای شادمهر عقیلی ... با 2 کیفیت l Exclusive l
( میکس : شاهین تیک )

MP3 128
OGG
آلبوم جد مهادیان با نام دوستم داری چند تاید و زیبای فرهاد ... با 2 کیفیت l Exclusive l

MP3 128 دانلود یکجا
| 4 MB | Nov-01-09 | |
| 2.7 MB | Nov-01-09 | |
| 3.8 MB | Nov-01-09 | |
| 4.1 MB | Nov-01-09 | |
| 3.3 MB | Nov-01-09 | |
| 4 MB | Nov-01-09 | |
| 3.5 MB | Nov-01-09 | |
| 4.9 MB | Nov-01-09 | |
آلبوم جدید و بسیار زیبای حمید عسکری با نام کما 2 ... با 2 کیفیت

MP3 192 دانلود یکجا مستقیم دانلود یکجا غیر مستقیم
| 4.1 MB | Nov-02-09 | |
| 4.1 MB | Nov-02-09 | |
| 5.6 MB | Nov-02-09 | |
| 4.4 MB | Nov-02-09 | |
| 3.4 MB | Nov-02-09 | |
| 4.1 MB | Nov-02-09 | |
| 3.7 MB | Nov-02-09 | |
| 5.3 MB | Nov-02-09 | |
| 5.4 |
ورژن جدید و فوق العاده زیبا و شنیدنی آهنگ "مست چشمات" با صدای ابی ... با 2 کیفیت l Exclusive l

MP3 128
OGG
2 آهنگ جدید و زیبا از TM Bax با نام های ( سام علیکم و گریه نکن ) ... با 2 کیفیت l Exclusive l
لینک ها تصحیح شد!

MP3 128
آهنگ جدید , بسیار زیبا و شاد سعید کرمانی و کامی راسکال با نام سیتیزن هلند ... با 2 کیفیت

MP3 128
OGG
موزیک ویدئو جدید و بسیار زیبای متین 2 حنجره به نام فقیر با چهار کیفیت
( به همراه کیفیت HD , بدون آرم و تبلیغ بر روی ویدئو )
دانلود موزیک ویدئو با کیفیت عالی و حجم 135 مگابایت
دانلود موزیک ویدئو با کیفیت خوب و حجم 35 مگابایت
دانلود موزیک ویدئو با کیفیت متوسط و حجم 12 مگابایت
دانلود موزیک ویدئو با کیفیت پایین و حجم 4 مگابایت
ســـرور دو
لم بدهید و گوش کنید
اگر شما جزو آن دسته از علاقمندان به موسیقی هستید که خیلی هم حال و حوصله دویدن در پارک و گوش دادن همزمان به موسیقی ندارند و ترجیح میدهند یک جا بنشینند و از موسیقی لذت ببرند، صندلی رسانه آقای مارتین امیلا، بهترین گزینه برای شما است. طراح این صندلی با قرار دادن بلندگوها و جایی برای آیپاد، شنیدن موسیقی را بیش از پیش راحتتر کرده است.

موسیقی زیباست
شرکت کرهای Cowon که در ایران آن را با JetAudio بیشتر میشناسیم، با ارائه یک پخشکننده موسیقی فوقالعاده شیک در طراحی، مشتریان آیپاد را هدف گرفته است. تفاوتی که این دستگاه با آیپاد دارد، در پشتیبانی از فرمتهای بیشتر، رنگبندیهای بیشتر و ظاهر زیباتر است.
همچنین قیمت فوقالعاده ارزان آن (42دلار) دلیل دیگری برای استفاده از این پخشکننده بهجای آیپاد است.

صفحه لمسی سهبعدی در حمام
استحمام برای بسیاری یک کار خستهکننده است و اگر آواز نخوانند، قطعا حوصلهشان سر میرود. همچنین بهدلایل واضح نمیشود تلفن یا کامپیوتر را با خود به حمام برد. اتاق دوش Roca سرتاسر صفحه نمایش است و تمام آن لمسی است. با کمک این اتاق دوش، میتوانید در حمام فیلم ببینید، ایمیلهای خود را چک کنید و یا حتی موسیقی گوش بدهید.

کوچک اما توانمند
پخشکنندههای موسیقی امروزه با قیمتهای مختلف وجود دارند و امکانات مختلفی هم دارند. این پخشکننده که قابلیت پخش 1080p را هم دارد، ViewSonic نام دارد و قابلیت پخش یک دوجین کدک فشردهسازی را در خود دارد. البته نداشتن پورت شبکه و ناتوانی در پخش فایلهای MKV از ضعفهای این پخشکننده است، اما قیمت آن اندکی زیر 100دلار است و کیفیت خوبی هم دارد.

خودکار میلیونی
این خودکار، در ظاهر شاید یک خودکار با فناوری برتر (هایتک) باشد، اما اصلا خودکار نیست. یک اسکنر قابل حمل است که با حافظه 64گیگابایتی و صفحهنمایش OLED، بلوتوث و کیفیت 600دیپیآی، بیشتر شبیه به چوب جادوی هریپاتر میماند و 369دلار قیمت دارد.

دستکشی بهقدرت یک روبات
این دستکش با ظاهری قدرتمند، برای راندن موتورسیکلتهای میلیوندلاری نیست، بلکه با یک اسکلت فولادی حمایت میشود و از هر گونه آسیب به استخوانهای دست جلوگیری خواهد کرد. حتی اگر با سرعت 200کیلومتر و با مچ دست به دیوار بخورید.

سهبعدی را فراموش کنید
در محافل پیشرفته فناوری، خبر تولید تلویزیونهای سهبعدی به بحث داغی تبدیل شده است و سال آینده قطعا تلویزیونهای سهبعدی بهبازار خواهند آمد. اما تا سال آینده خیلی مانده است و توشیبا با عرضه تلویزیونی بهنام وبتیوی، سعی دارد انتظار را تا آن موقع بهتعویق بیاندازد. وبتیوی سهبعدی نیست، اما مستقیما به اینترنت وصل میشود و میتوانید فیلم و ویدئو را مستقیما از روی تلویزیون خود، بدون نیاز به کامپیوتر ببینید.

لپتاپ دوستدار محیط زیست
چند سال یکبار کامپیوتر جدیدی میخرید؟ دو، چهار و یا بیشتر؟ بههرحال همه ما میدانیم که این سیستمها زودتر از زمان ارتقا سختافزاری کهنه میشوند و فناوریهای روز، واقعا روزانه تولید میشود. طراح جهسونگ پارک ایده جدیدی داده است که طی آن، میتوان کامپیوتری تولید کرد که از جنس کاغذ قابل بازیافت است و پس از مدتی میتواند با لپتاپ دیگری جایگزین شود. این طرح هنوز به مرحله اجرا نرسیده است.


نقش اول بازی، کارآگاه تپ است. او بههمراه یک عده از کاراکترهای فیلمهای اره در یک تیمارستان متروکه گرفتار جیگسا شده است. تپ پس از تیر خوردن در فیلم اره1 توسط جیگسا ربوده شده و درمان میشود. اما جیگسا در سینه او بهجای گلوله یک کلید قرار میدهد که بر حسب اتفاق کلید خروج از تیمارستان هم هست و دیگر قربانیها بهانگیزه دستیابی به کلید در طول بازی بهدنبال کارآگاه تپ هستند.
بازی 6 مرحله دارد و در هر مرحله یک نفر از کسانی که تپ در زندگی با آنها برخورد داشته، سوژه تلهها هستند. مثلا در مرحله اول آماندا یانگ را باید نجات بدهید که هنوز تازه از چنگال جیگسا گریخته و به شاگرد و مرید او تبدیل نشده است. داستان برای کسانی که اهل فیلمهای اره نیستند خیلی جالب نیست و علاقهمندان به اره هم بیشتر وقتشان را باید صرف خواندن فایلهای متعددی کنند که در سرتاسر بازی پراکنده شده است.
سبک بازی بیشتر تمایل به ماجرایی دارد تا اکشن. بخش بیشتری از روند بازی را باید در راهروهای تودرتو و سایلنتهیل مانند تیمارستان بگردید تا راه رسیدن به بخش بعدی پیدا بشود. البته سازندهها خیلی از این راهروها و اتاقها استفاده نکردهاند و تقریبا هیچوقت مانند رزیدنتاویل یا سایلنتهیل مجبور به بازگشت به بخشهای قبلی نیستید.
جیگسا عادت دارد با قربانیانش بازی کند. شما هم چارهای ندارید که در بازیهای جیگسا شرکت کنید. بازیهای او شامل یکسری معماهای منطقی میشوند که همیشه تحت عامل استرسزایی بهنام زمان شما را مجبور میکنند تا سریع فکر کنید و سریع تصمیم بگیرید. اگر بخواهیم بازی را به دو نیمه تقسیم کنیم، باید گفت نیمه اول بسیار عالی است و نیمه دوم تکراری از نیمه اول.
در سه مرحله اول با معماها و موانع مختلفی روبهرو میشوید که در نظر اول جذاب هستند. ایده نگاه به ستونهایی که هر کدام قسمتی از یک عدد رویشان نوشته شده و پیدا کردن زاویه مناسب برای یافتن اعداد رمز واقعا عالی است. دست بردن بهداخل یک دستشویی پر از سرنگ یا بشکهای اسید برای پیدا کردن کلید رهایی از آن کارهایی است که فقط در فیلمهای اره میشود انجام داد. اما در نیمه دوم بازی، همه این معماها تکراری میشوند. معماهایی نظیر پیدا کردن فیوز، استفاده از چرخدندهها و لولهکشی برای پمپهای بخار بارها و بارها تکرار میشوند هر بار تفاوتشان در محدودتر شدن زمان حل کردن معماست.
سازندهها از موتور پایه آنریل3 استفاده کردهاند که گرافیک بالا و نورپردازی مناسب را تضمین میکند. در بخش گرافیکی، اره چیزی کموکسر ندارد اما طراحی کاراکترها و بهخصوص انیمیشن حرکات آنها بد است. مبارزهها بیشتر بهصورت تنبهتن هستند. کارآگاه تپ میتواند از وسایلی نظیر چوب بیسبال، میللنگ، چاقو، چوب زیربغل و دیگر وسایلی که بهدرد جنگ خیابانی میخورند برای دفاع استفاده کند. این مبارزهها نقطه ضعف اصلی بازی اره هستند ولی بهخاطر کم بودن تعدادشان میشود آنها را تحمل کرد. وسایلی برای تلهگذاری هم وجود دارد که اگر تمایل به درگیری مستقیم نداشتید میتوانید از آنها استفاده کنید.
بازی اره یک بازی ماجرایی/ترسناک خوشساخت است که میتواند انتخاب خوبی برای طرفداران این سبک باشد. این بازی بهخاطر صحنههای خشن به بازیکنندههای کم سنوسال توصیه نمیشود.

بسیاری از محققان معتقدند، زمین در روزهای اولیه خود وضعیت غبارآلودی داشته است.
غبارها بر اثر برخورد نور خورشید با گازهای مشخصی در جو به وجود میآیند. نوع غبار شکلگرفته طی این فرآیند فتوشیمیایی بستگی به نوع ترکیبات و مولفههای مخصوص جو دارد.
ترکیب و میزان غبار باعث میشود، این پدیده در گرم یا سرد شدن آب و هوای سیاره زمین موثر باشد. مطالعات جدید نشان میدهد، برخلاف پیشبینیهای قبلی میزان غبارهای اولیه زمین به اندازهای نبود که باعث خنکسازی زمین شود.
به منظور درک بهتر غبار آلی که احتمالا در روزهای اولیه زمین وجود داشته است، محققان، تیتان بزرگترین قمر سیاره زحل را مورد بررسی قرار دادند. این قمر دارای یک لایه اتمسفر ضخیم شامل 95 درصد نیتروژن، 3 درصد متان و 2 درصد هیدروژن و دیگر هیدروکربنهاست. همچنین فشار اتمسفر در آنجا 6/1 برابر فشار اتمسفر زمین است.
غیر از زمین، تیتان تنها جسم سیارهای است که دارای سطحی پوشیده از مایع است با این تفاوت که سطح مایع روی زمین آب است و در تیتان این سطح مایع، شامل اتان و متان است. مقایسه جو زمین و تیتان نشان میدهد که این دو شبیه هم هستند، با این تفاوت که در جو زمین دیاکسید کربن وجود دارد که در تیتان نیست. تاکنون توسط مدلهای زیاد میزان غباری که به واسطه نسبتهای مختلفی از این 3 ماده (دی اکسید کربن متان هیدروژن) میتوانست تشکیل شود، محاسبه شده است. در مطالعات جدید براساس یک مدل جوی ساده 2 سناریو مورد بررسی قرار گرفت. اول ترکیبی از مقدار بالای هیدروژن با دیاکسید کربن و مقدار کمی متان و دوم اثر هیدروژن روی همان ترکیب با متان کم. سپس هر دوی این ترکیبات در معرض تابش اشعه ماورای بنفش قرار گرفت و میزان غبار تولیدشده اندازهگیری شد.
نتایج نشان داد، افزایش میزان هیدروژن باعث کاهش غبار تولید شده میشود. همچنین محققان به این نتیجه رسیدند که مقدار هیدروژن موجود در جو روزهای اولیه زمین، بیشتر باعث افزایش دمای سطح زمین شده است.
غبارهای تولید شده در شرایط اولیه زمین، منبع مهمی برای مواد آلی موجود در سطح زمین فراهم کردهاند. محققان معتقدند این مواد آلی نقش مهمی در سرچشمه حیات روی سیاره ما داشتهاند. درک بهتر این موضوع میتواند در جهت جستجوی حیات روی دیگر اجسام آسمانی بسیار مفید و هدایتکننده باشد. امروزه ما فقط میدانیم در تمام گیتی تنها جایی که حیات اولیه قابل شکلگیری و گسترش بوده زمین است.
دانشمندان درباره محیط زمین در میلیاردها سال قبل به اندازه کافی مطلع نیستند تا بتوانند شرایط جوی آن روزها را به شکل دقیق شبیهسازی کنند.
نتایج این تحقیق میتواند در درک اثرات کنونی تغییرات آب و هوایی زمین موثر باشد. بعضی دانشمندان معتقدند میزان دیاکسیدکربن و متان موجود در جو زمین میلیاردها سال قبل بیش از مقدار کنونی بوده است.
|
سوئیس قهرمان شد
![]() جامجم: تیم فوتبال سوئیس با غلبه بر نیجریه، با شایستگی قهرمانی سیزدهمین دوره رقابتهای جام جهانی نوجوانان شد. سوئیسیها که تا پیش از بازی نهایی هر 5 بازی خود را با پیروزی پشت سرگذاشته بودند، در حضور 60 هزار تماشاگر نیجریهای، تیم میزبان را هم با یک گل شکست دادند و جام قهرمانی را بالای سر بردند. در دیدار ردهبندی این بازیها نیز اسپانیا با یک گل از سد کلمبیا گذشت و سوم شد.
|
|
|

***
این قصه تشکیل جمعیت حامی هوادران فوتبال است. جمعیتی که در یک اتاق کوچک و در گوشهای از مجموعه بزرگ شهید کشوری، خلاصه شده. شعار «چو ایران نباشد تن من مباد» در کنار چارت بندی سازمانی جمعیت، زیر عکس تیم ملی فوتبال در جامجهانی 2006 به چشم میخورد. از همان روزها، بعد از حذف ایران از جامجهانی آلمان این ایده به ذهن روسای این تشکل خطور کرد و بعدها در راه جامجهانی 2010، از یک ایده تبدیل به کاری اجرایی شد. تهرانی رئیس هیاتمدیره جمعیت که داستان علت تشکیل این جمعیت را توضیح داد، درباره اهداف کلی آن میگوید: «ما حدود 4 هزار طرفدار را زیرپوشش مستقیم خود قرار دادهایم. آنها از سراسر کشور برای بازیهای تیم ملی و نمایندگان ایران در لیگ قهرمانان آسیا، به استادیومها میآیند. آنها را پیش از هر دیدار بخوبی سازماندهی میکنیم.» اعضای این جمعیت کارت هواداری دارند و از تسهیلات آن استفاده میکنند. هر فردی که کارت دریافت میکند، عضو مجمع خواهد بود؛ به صورتی که میتواند در انتصابها یا عزلهای جمعیت رای داشته باشد.
تهرانی درباره تسهیلات دیگر این تشکل میگوید: «آنها میتوانند تمام بازیهای ملی را در استادیوم ببیینند. به صورتی که بلیت هر دیدار روز قبل از برگزاری آن در اختیار طرفداران قرار میگیرد. حمل و نقل آنها با جمعیت است. حتی بلیت بازیهای تیم محبوبشان هم تامین میشود. تمام اعضا بیمه هستند. همینطور با هتلهای مختلف سراسر کشور مکاتبه کردهایم و کارت تخفیف ویژهای را فراهم نمودهایم که طرفداران میتوانند با نشان دادن آنها، میزان کمی از هزینه را پرداخت کنند.»
قبل از دیدار شنبه ایران در مقدماتی جام ملتهای آسیا، جمعیت حامی هواداران فوتبال برنامه ویژهای را پیاده کرد به این ترتیب که اعضای این جمعیت روز شنبه ابتدا در برج میلاد دور هم جمع شدند. مسوولان سالنی را با ظرفیت 2 هزار تماشاچی در برج میلاد رزرو کرده بودند تا طرفداران ابتدا در آنجا سازماندهی شوند. بعد از پوشیدن پیراهنهای یکدست آنها با چندین دستگاه اتوبوس به استادیوم آزادی رفتند تا تیم ملی را تشویق کنند.
بیشک انجام چنین برنامههایی مستلزم هزینههای مالی هنگفت است. این جمعیت برای تامین هزینههای مالی خود برنامههای زیادی هم تدارک دیده است. آنها پیش از هر دیدار اسپانسری میگیرند تا از این طریق هزینهها را تامین کنند. به عنوان مثال در بازیهای مقدماتی جامجهانی 2009، در دو بازی ایران مقابل کره جنوبی و شمالی، بیمه دانا اسپانسر مالی جمعیت حامی هواداران فوتبال شد.
***
جمعیت جامی هواداران فوتبال، استقلال کاری خود را خیلی زود در فدراسیون فوتبال به دست آورد. عملکرد آنها به قدری مورد تائید این فدراسیون قرار گرفت که در عرض یک سال 4 تقدیرنامه کتبی توسط کمیتههای مختلف فدراسیون فوتبال به این جمعیت تقدیم شد. این رایزنیها به قدری تنگاتنگ است که حالا جمعیت به کمک فدراسیون بانک اطلاعاتی لیدرهای فوتبال را به راه انداخته است. تمام اطلاعات لیدرهای فوتبال در شهرهای مختلف در این بانک موجود است و جمعیت برای اعزام لیدرها به بازیهای داخلی و خارجی، از این بانک اطلاعاتی استفاده میکند. آنها فرم ارزشیابی لیدرها را تهیه کردهاند و عملکرد آنها را در بازیهای مختلف بررسی میکنند. تهرانی در این باره توضیح میدهد: «ما لیدرهای قدیمی را مامور کردهایم تا فرم ارزشیابی لیدرهای دیگر را تکمیل کنند. حتی شکل ظاهری و نوع پوشش آنها هم برایمان اهمیت دارد. هر لیدری که نمره بالایی بیاورد، برای بازیهای خارجی در اولویت خواهد بود.» فدراسیون فوتبال در ابتدای فصل جاری از جمعیت حامی هواداران فوتبال خواست تا همکاریهای لازم را برای برگزاری هر چه بهتر بازیها با سازمان لیگ انجام دهد. موضوعی که مورد استقبال جمعیت قرار گرفت.
تهرانی این موضوع را تایید میکند. «ما جلسهای با عزیز محمدی رئیس سازمان لیگ داشتیم و قرار شد بر عملکرد هواداران نظارت کنیم. همانطور که برای بازی یا داوری، ناظر میفرستند، قرار شد ما هم ناظری بفرستیم تا گزارشی از وضعیت هواداران بدهد. هیچ مسالهای نباید از چشم این ناظر دور بماند. بلیتفروشی، نحوه برخورد ماموران نیروی انتظامی، حمل و نقل تماشاچیان، امکانات استادیومها، حوادثی که در ورزشگاهها رخ میدهد و... توسط این ناظر گزارش داده میشود.» فدراسیون برای اینکه حسننیت خود را به تشکل ثابت کند، اغلب درخواستهای آنها را عملی کرد. به طور مثال 4ردیف اول سکوهای ورزشگاه شهید رجایی قزوین دید مناسبی نسبت به بازی نداشتند. بعد از گزارش جمعیت، فدراسیون فوتبال اقدامات لازم را در این زمینه صورت داد، به گونهای که در بازی بعدی پیکان، این مشکل تا حدود زیادی رفع شده بود و حتی مشکل نبود آب در ورزشگاه هم دیگر وجود نداشت. تهرانی اضافه میکند: «طرفداران فولاد برای تماشای بازی این تیم در ورزشگاه تختی اهواز جمع میشدند تا از آنجا با 20 دستگاه اتوبوس به ورزشگاه خانگی فولاد بروند. متاسفانه اتوبوسها فقط یکبار مسیر را میرفتند و نصف بیشتر طرفداران نمیتوانستند خود را به ورزشگاه برسانند. این موضوع را به فدراسیون گزارش کردیم که 2 هفته بعد 10 دستگاه دیگر به تعداد اتوبوسها اضافه شد و هر اتوبوس هم دوبار مسیر را برمیگشت. ما هفتهای یک بار با مسوولان فدراسیون تشکیل جلسه میدهیم و تمام موضوعات را با آنها بررسی میکنیم.»
***
در سالهای گذشته بحث حضور بانوان در ورزشگاهها بارها به میان آمده. حتی تعدادی از بانوان پیش از بازیهای تیم ملی در آزادی مقابل در ورودی ورزشگاه تجمع کردهاند که این موضوع حتی در رسانههای خبری خارج از کشور هم بازتاب زیادی داشته است. جمعیت حامی هواداران فوتبال در سالهای اخیر تلاش زیادی برای حل این مشکل کرد. آنها با این تعریف که «مساله حضور بانوان ظریف است و نباید شتابزده درباره آن تصمیم گرفت» هنوز مشغول بررسی این موضوع در کمیسیون بانوان هستند. این کمیسیون با حضور اعضا، ورزشکاران و خبرنگاران بارها بر سر این موضوع تشکیل جلسه داده است ولی هنوز بحثها در این زمینه ادامه دارد. شاید اگر پیش از بازی کرهجنوبی در مقدماتی جامجهانی و در آزادی، آن اتفاقات رخ نمیداد، الان نیمی از این راه طی شده بود. تهرانی داستان را این گونه توضیح میدهد: «ما قبل از این دیدار تصمیم گرفتیم زمینه را برای حضور 150 خانم در استادیوم فراهم کنیم. قرار بود کره جنوبی 700خانم را از آن طرف دنیا به آزادی بیاورد و چرا ما نمیبایست جمعی از بانوان را به ورزشگاه میآوردیم. جلسهای با علیآبادی رئیس سازمان تربیت بدنی تشکیل دادیم. دلایل خود را گفتیم و آنها را به صورت مکتوب نوشتیم. قرار شد خانواده بازیکنان تیم ملی، تیم ملی فوتبال و فوتسال بانوان و مربیان آنها به همراه خانوادههای خود بیایند. گفتیم وقتی خانواده یک بازیکن در استادیویم باشد، مطمئنا او هم روحیه زیادی میگیرد تا بازی بهتری ارائه دهد. همه چیز هماهنگ شده بود و قرار شد پوشش لازم را در این زمینه بدهیم منتهی داستان بازی تیم دختران و پسران استقلال همه چیز را به حالت تعلیق در آورد. موضوع رسانهای شد و واکنشهای زیادی را به همراه داشت. علمای زیادی به این موضوع اعتراض کردند و جو ملتهب شد. این بود که نتوانستیم برنامههای خود را عملی کنیم.»


شالویی در ادامه بازهم مانند نشستهای دیگر رسانهای خود به موضوع تمرکززدایی از فعالیتهای هنری اشاره کرد و گفت: دوسالانه عکس که سال گذشته به طور همزمان در تهران و یزد برگزار شد آغاز خوبی برای بیرون بردن فعالیت دوسالانههای هنری از تهران به خارج از پایتخت بوده است و این در حالی است که امسال با برگزاری همزمان دوسالانه کاریکاتور در تهران و اهواز، شاهد دومین دوسالانهای هستیم که به صورت همزمان در تهران و یکی دیگر از استانها برپا میشود.
وی در مورد وضعیت کنونی هنرهای تجسمی در ایران خاطرنشان کرد: امروزه شرایط مساعدی برای فعالیتهای تجسمی فراهم شده است و اغلب هنرمندان درحال استقبال از این رویدادهای هنری هستند. در این میان هدف ما نیز توزیع عادلانه برنامههای تجسمی در سراسر کشور است و بیشک کشور ایران در آیندهای نزدیک به عنوان مرکز ثقل هنرهای تجسمی در جهان تلقی خواهد شد.
سیدمسعود شجاعیطباطبایی، دبیر نهمین دوسالانه کاریکاتور که دیگر سخنران این مراسم بود با ارائه تاریخچه شکلگیری دوسالانه کاریکاتور و روند رو به رشد حضور کاریکاتوریستهای ایرانی در آن گفت: اولین دوسالانه کاریکاتور سال 72 براساس طرحی که به موزه ارائه شده بود و با حضور هنرمندان 43 کشور دنیا برپا شد. آنزمان ما تنها شاهد 11 اثر از کاریکاتوریستهای ایرانی بودیم درحالیکه در دوسالانه گذشته بیش از 70 درصد آثار مربوط به هنرمندان ایرانی بود و این حاکی از رشد کمی و کیفی کاریکاتور در این سالهاست.
اما این کاریکاتوریست در بخش دیگری از سخنان خود به رشد 25 درصدی آثار رسیده به دوسالانه نهم کاریکاتور ایران اشاره کرد و افزود: در این دوسالانه 528 هنرمند ایرانی، 63 هنرمند از ترکیه، 55 هنرمند از چین، 46 هنرمند از برزیل و سایر شرکتکنندگان از دیگر کشورهای جهان حضور دارند.به گفته وی 5 داور ایرانی به همراه 3 داور اصلی بینالمللی از میان3 کشور چین، برزیل و ترکیه آثار این دوسالانه را داوری خواهند کرد.
براساس اعلام دبیرخانه نهمین دوسالانه بینالمللی کاریکاتور در بخشهای کارتونموضوعی (ترس)، کارتون با موضوع آزاد، کاریکاتور چهره (چهره سیاستمداران دنیا و آزاد) و کمیکاستریپ با موضوع آزاد از اول آذر تا 25 آذر به طور همزمان در موسسه فرهنگی هنری صبای تهران و موزه هنرهای معاصر اهواز برگزار خواهد شد.
اس ام اس های با حال و عشقولانه
در پاسخ نامه ام گل یخ دادی هربار مرا وعده دوزخ دادی یک بار برو کلاس خیاطی عشق شاید که خدا کرد و به ما نخ دادی
*****
بچه که بودم از خدا میخواستم که به من یک دوچرخه بدهد بزرگ که شدم دیدم فایده ندارد گفتم یک دوچرخه بدزدم و بعد از خدا بخواهم که مرا ببخشد.
*****
من بی پناهم تو بی گناهی - دل به تو دادم ، چه اشتباهی از تو کشیدم شکل کبوتر - نقاشی ام رو بگذار و بگذر تو این نبودی ، من بد کشیدم - آخه دلت رو هرگز ندیدم تو بی گناهی ، من بی پناهم - ایمن بمانی از اشک و آهم
*****
تکیه بر دوست مکن محرم اسرار کسی نیست ما تجربه کردیم کسی یار کسی نیست
*****
- نمیگم دوستت دارم ، نمیگم عاشقتم ، میگم دیونتم که اگه یه روز ناراحتت کردم بگی بیخیال دیونست . . .
- قلب مهربانت مثلثی را می ماند در دریای عشق , مرا در خود کشیدی برمودای من !!!
- ای دوست به جز عشق تو در سر من هوسی نیست , جز نقش تو بر صفحه ی دل نقش کسی نیست
- بهترین لحظه، لحظه ایست که فکر کنی فراموشت کردم، بعد ۱ اس ام اس از طرف من بیاد که توش نوشته میمیرم برات ! ولنتاینت مبارک !
...
اس ام اس عاشقانه
در پارکینگ خاطراتم چشماتو پارک کردم. بعدش هم دلت رو پنچر کردم تا از دلم نری!
تقدیم به کسى که درکنارم نیست، اما حس بودنش به من شوق زیستن مى دهد.
صبح که چشماتو باز می کنی، بدون دیشب یه نفر به شوق دیدن تو چشماشو بسته.
کاش بدونی نبودنت، یا تا ابد ندیدنت، بهونه ای نیست برای از یاد بردنت.

01 - Mage Fereshteh Ham Badeh.mp3 |
6.15 MB | november-14-09 |
02 - Kolbeh.mp3 |
6.26 MB | november-14-09 |
03 - Maste Cheshat (Nami Remix).mp3 |
5.15 MB | november-14-09 |
04 - Khaali (Alex Abedi Remix).mp3 |
6.61 MB | november-14-09 |
05 - Maste Cheshat (Nami Club Remix).mp3 |
5.62 MB | november-14-09 |
06 - Maste Cheshat (Nami Extended Remix).mp3 |
6.81MB | november-14-09 |
آهنگ جدید و بسیار زیبای نریمان و Smash به نام سلام با 2 کیفیت متفاوت لینک مستقیم فرمت : MP3 / کیفیت : 128Kbps فرمت : MP3 / کیفیت : 64Kbps
![]()
آهنگ بسیار زیبا و احساسی امین بامشاد و حمید عسکری به نام خالکوبی با 2 کیفیت متفاوت
لینک مستقیم
فرمت : MP3 / کیفیت : 192Kbps
![]()
فرمت : MP3 / کیفیت : 64Kbps

بالاخره فیلم گلدن کامپاس که تبلیغات زیادی به راه انداخته بود، اکران شد. و در صدر جدول فروش قرار گرفت.
عکس هایی از لیلا بلوکات
تصاویری از پوریا پورسرخ در فیلم ها و سریال های گوناگون


قصه
متروسیتی، شهری صنعتی در آیندهای نهچندان دور است که رباتها در آن حضور دارند و در خدمت مردم سیاره هستند. به دلیل مشکلات متعدد زیستمحیطی که روی کره زمین به وجود آمده است، بسیاری از مردم مجبور شدهاند به متروسیتی کوچ کنند. مردم عادی در کنار سیاستمداران، دانشمندان و اعضای خبره جامعه در این محل زندگی میکنند. دکتر تنما (با صدای نیکلاس کیج) دانشمندی است که در متروسیتی زندگی و فعالیت میکند. او بزودی موفق به کشف و اختراع یک منبع انرژی بسیار پرقدرت میشود، اما در طول آزمایشهایی که برای خلق این منبع انرژی صورت میگیرد، دکتر پسر خود را از دست میدهد. این مساله تاثیری منفی بر روحیه دکتر میگذارد و او را از پا میاندازد. دوستان دکتر تنما که افسردگی او را میبینند، پیشنهاد تازه و عجیبی به او میدهند. آنها از دکتر میخواهند به کمک وسایل و اشیایی که در دست دارد، یک ربات خلق کند که شبیه پسرش است. او میتواند به کمک «دی ان آ» پسرش، موجودی خلق کند که بسیار شبیه فرزند از دست دادهاش است. فرق این ربات با پسر واقعی دکتر در این است که میتواند قدرتهایی ویژه و استثنایی هم داشته باشد. دکتر برای این ربات نام پسرش یعنی تابی را انتخاب میکند. تابی (با صدای فردی هایمور) توانایی بدنی زیادی دارد، میتواند پرواز کند و به کمک اشعه ایکس داخل چشمانش، همه چیزهای پنهان را ببیند. بزودی تابی باور میکند که یک موجود انسانی است؛ نه یک ربات و زمانی که متوجه میشود یک موجود آهنی است، بشدت آزرده خاطر میشود. پس از مدتی گوشهنشینی، تابی چند دوست پیدا میکند. یکی از آنها کورا (با صدای کریستین بل) که به تابی کمک میکند تا وضعیت تازهاش را درک و قبول کند.
زمانی که رئیسجمهور سیاره به نام استون (با صدای دانلد ساترلند) پی به قدرتهای فراوان تابی میبرد، تصمیم میگیرد از این نیرو برای انتخاب دوباره خود به عنوان رئیسجمهور بهره بگیرد. او که موجودی شرور است، احساس میکند شانس زیادی در رقابتهای انتخاباتی ندارد. تابی که حالا همه او را با نام آستروبوی میشناسند، به کمک دوستان تازهاش، مبارزه جدیدی را برای ادامه حیات شروع میکند. هام اگ (با صدای ناتان لین) یک آدم طماع است که مسوولیت واحد رباتهای سیاره را به عهده دارد. او دشمن شماره یک آستروبوی است و طبیعی است که اگر متوجه هویت واقعی تابی شود، زندگی را برای او سخت خواهد کرد. این در حالی است که آستروبوی میخواهد با کمک به مردم عادی، تبدیل به یک ابرقهرمان معروف و سرشناس شود. زمانی که گروهی از موجودات بیگانه فضایی به محل زندگی تابی و اطرافیانش در متروسیتی حمله میکنند، او فرصت آن را پیدا میکند که قابلیتهای خود را به نمایش بگذارد و با شرکت در بزرگترین چالش زندگیاش، به آرزوی بزرگ و همیشگی خودش دست پیدا کند.
نقد
«آستروبوی» دیوید باورز، نسخه دوبارهسازی شده و انگلیسی زبان یک کارتون قدیمی ژاپنی است. این کارتون که در زبان ژاپنی با نام «اتم توانا» شناخته شده است، اولین بار در فاصله سالهای 1963 تا 1966 از تلویزیون ژاپن پخش شد. این کارتون قصه خود را از مجموعه کتاب مصور و پرخواننده اوسامو تزوکا گرفته بود که اولین بار در سال 1952 منتشر شده بود. منتقدان ژاپنی از کارتون تلویزیونی «آستروبوی» به عنوان اولین محصول انیمی ژاپنی نام میبرند. انیمی لقبی است که اهل فن و منتقدان به کارتونهای ژاپنی دادهاند. معروفترین انیمیهای ژاپنی را هایائو میازاکی (خالق «قلعه متحرک هاول» و «شهر ارواح)» ساخته که لقب والت دیزنی ژاپن را گرفته است. خود ژاپنیها «آستروبوی» را دوبار در دهه 1980 و سال 2002 دوبارهسازی کردند. باورز پس از دیدن نسخه اریژینال سال 1963 این مجموعه، تصمیم گرفت آن را دوبارهسازی کند. او با تهیهکنندگان ژاپنی کار تماس گرفت و آنها در طول تولید فیلم، همکاری خوب و نزدیکی با این فیلمساز داشتند. بخشی از هزینههای تولید فیلم را تهیهکنندگان هنگکنگی پرداخت کردهاند.
به همین دلیل، برای اولین بار در تاریخ سینمای چین و هنگکنگ، «آستروبوی» همزمان در آمریکای شمالی، در این دو کشور اکران عمومی شد. هنگام تولید فیلم قرار بود اسکارلت یوهانسن به جای کاراکتر کورا صحبت کند. اما به دلایلی که هیچ وقت معلوم نشد، کریستین بل به جای این شخصیت حرف زد. همزمان با نمایش عمومی فیلم در ژاپن، مجموعه تلویزیونی اریژینال «آستروبوی» به صورت دیویدی پخش میشود. رسانههای گروهی در زمان تولید فیلم، اخباری منتشر کردند که حکایت از مشکلات اقتصادی آن میکرد. از قرار معلوم، در آخرین روزهای تولید، هزینه ساخت آن ته کشید و تهیهکنندگان به زحمت حاضر شدند پول و سرمایه لازم را در اختیار سازندگان فیلم بگذارند. شرکت سونی در سال 1999 قصد داشت امتیاز تولید نسخه دوبارهسازی شده «آستروبوی» را از طرف ژاپنی آن خریداری کند. هدف شرکت سونی تولید یک فیلم زنده/ انیمیشن از این قصه بود، ولی این شرکت با مالکان اصلی اثر به توافق نرسید

این پرسش در چند سال اخیر که این فیلمها مراحل ساخت خود را طی میکردند، از سوی دستاندرکاران سینما و کارشناسان مطرح شد، اما هیچگاه از سوی مسوولان جواب مستدلی به آن داده نشد. شاید جواب این بود که سینمای ایران به فیلمهای فاخر هم نیاز دارد تا بتواند تاریخ خود را غنی کند یا شاید این فیلمها برای ثبت در تاریخ سینمای ایران ساخته شدهاند و دولت اصلا به برگشت سرمایه آنها فکر نکرده است. با همه اینها، باید منتظر بمانیم تا این فیلمها اکران شوند و جواب را در ساختار و داستان آنها بیابیم و بعد بپذیریم که دولت کار خوبی کرده سرمایهگذاری کرده یا بگوییم حیف از سرمایهای که تلف شد. این 2فیلم که تولید آنها با واکنشهای مختلفی روبهرو شده، «ملک سلیمان» و «راه آبی ابریشم» نام دارد.
ملک سلیمان
فیلم «ملک سلیمان» را شهریار بحرانی کارگردانی کرده است؛ فیلمسازی که در پرونده کاری خود فیلم مجموعه مریم مقدس را به ثبت رسانده که شبکه 2 سیما آن را تهیه کرده است. ملک سلیمان را مجتبی فرآورده تهیه میکند که چند سال پیش فیلمنامه امام حسین(ع) را نوشت و محسن علیاکبری تهیهکنندگی آن را به عهده گرفت. اما سریال امام حسین(ع) بعد از یکیدو ماه فیلمبرداری برای همیشه متوقف شد و بعد از این ناکامی بود که بحرانی و فرآورده تولید ملک سلیمان را آغاز کردند. شاید آنها به این نتیجه رسیدهاند حالا که نمیشود براحتی به امامان شیعه نزدیک شد، بد نیست روی زندگی پیامبرانی کار کنند که برای به تصویر کشیدن زندگی آنها دچار اما و اگر نمیشوند. پیامبرانی که آنقدر در زندگیشان اتفاقات عجیب و غریب رخ داده که فیلمسازان میتوانند براحتی تخیل خود را هم وارد آن ماجراها کنند و فیلمی جذاب بسازند. حضرت سلیمان یکی از همین پیامبران است که هم اجنه را به تسخیر خود درآورده، هم ملکه سبا را با آن همه جلال و زیبایی وادار کرده مقابل او زانو بزند و تسلیم شود، هم زبان حیوانات را میدانسته. بحرانی برای به تصویر کشیدن همه این جلال و کبریایی در فیلم ملک سلیمان، بهترین تکنسینهای هنگکنگی را به کار گرفته تا فیلم بزرگی را به مردم نشان دهد تا آنها هم بزرگی و توانایی سلیمان را آنچنان که در قرآن آمده است باور کنند. شاید به همین دلیل است که طبق نوشته «ویکی پدیا» برای این فیلم 5 میلیون دلار برابر با 5 میلیارد تومان از بنیاد سینمایی فارابی بودجه گرفته است. اما برخی مانند داود توحیدپرست بر این باورند که این مبلغ حدود 15 میلیارد تومان است. طبق خبرهایی که تیر 1386 همزمان با آغاز فیلمبرداری این فیلم تاکنون -که فیلم آماده نمایش شده- منتشرشده است، میتوان به این نتیجه رسید که برای کارگردان و تهیهکننده این فیلم، جلوههای ویژه بصری بیشتر اهمیت داشته، تا جایی که حتی نقش اصلی این فیلم، یعنی سلیمان را به بازیگری جوان سپردند که او را در فیلمها و سریالهای تلویزیونی دیدهایم. امین زندگانی، با چهرهای نسبتا زیبا اما جثهای کوچک ایفاگر نقش سلیمان شده است. پیامبری که با توجه به معجزات و نحوه زندگیاش، همیشه این تصور را در ذهن مخاطب ایجاد کرده که او مردی قدرتمند و دارای هیبتی درشت بوده است. محمود پاکنیت، حسین محجوب، مهدی فقیه، ارژنگ امیرفضلی، علیرضا کمالینژاد، الهام حمیدی، سیدجواد طاهری، باقر صحرارودی و ... دیگر بازیگران فیلم ملک سلیمان هستند که در دکورهایی عظیم، نقشهای مختلف را بازی کردهاند. ملک سلیمان قرار است امسال در جشنواره فیلم فجر به نمایش درآید.
راه آبی ابریشم
فیلم «راه آبی ابریشم» را محمد بزرگنیا کارگردانی میکند. تهیهکنندگی آن را حسن بشکوفه به عهده دارد که تاکنون سریالهایی مانند «شب دهم» و «مدار صفر درجه» را برای تلویزیون تهیه کرده است. «راه آبی ابریشم» داستان 2 ناخدای ایرانی به نامهای ناخدا ادریس و ناخدا سلیمان است که برای حمل بارهای خود از ایران به چین، کشتیها را به آبهای خلیج فارس میاندازند و راهی سفر دریایی پرماجرایی میشوند. نقش ناخدا سلیمان را داریوش ارجمند با گریمی کاملا متفاوت بازی میکند و ایفاگر نقش ناخدا ادریس، رضا کیانیان است. بزرگنیا را میتوان تنها کارگردان ایرانی دانست که تاکنون فیلمهای کشتی آنجلیکا، توفان و جنگ نفتکشها را روی آبها ساخته است و بدین ترتیب میتوان او را تنها کارگردانی دانست که از ظرفیت دریاهای پهناور ایران استفاده کرده، خلاقیت به خرج داده، سختی تحمل کرده و در سینمای ایران چند فیلم دریایی را به ثبت رسانده است.
چند سال پیش بزرگنیا تصمیم گرفت سریالی به نام «ناخدا سیراف» را برای تلویزیون بسازد اما معلوم نیست به چه دلایلی موفق نشد، تا اینکه تصمیم گرفت فیلم راه آبی ابریشم را با سرمایهگذاری بنیاد سینمایی فارابی مقابل دوربین ببرد. این فیلم دیماه سال گذشته مقابل دوربین رفت. سکانسهای مربوط به ایران فیلمبرداری شده است اما سکانسهای مربوط به چین هنوز مانده است. علاوه بر کیانیان و ارجمند، بهرام رادان، عزتالله انتظامی، پگاه آهنگرانی، مهدی میامی و... در این فیلم بازی میکنند. راه آبی ابریشم با سابقهای که از بزرگنیا سراغ داریم، میتواند به یکی از آثار ماندگار و فاخر سینمای ایران تبدیل شود. بودجهای که برای ساخت این فیلم به تصویب رسیده است، هیچ کجا به صورت رسمی اعلام نشده، اما «ویکی پدیا» رقم 8 میلیون دلار، برابر با 8 میلیارد تومان را برای تولید این فیلم اعلام کرده است.
فیلمهایی که تاکنون با هزینه میلیاردی در سینمای ایران تولید شدهاند، بسیار کم است. بودجه سینمای ایران را دولت تامین میکند؛ این تامین بودجه شکلهای متفاوت دارد، گاهی به فیلمسازان وام میدهد و گاهی هم خود سرمایهگذاری میکند. به همین دلیل همیشه طوری عمل میکند که عدالت را در تقسیم بودجه سالانه رعایت کند. از این رو کمتر پیش آمده که مثلا در 3 سال، چند میلیارد تومان صرف ساخت 2 فیلم کند. شاید همین دلیل باعث شده است که داد سینماگران در بیاید و اما و اگرها شکل بگیرد. هرچند زمانی که احمدرضا درویش هم فیلم جنگی و عظیم «دوئل» را ساخت، بیشتر فیلمسازان اعتراض کردند و گفتند این فیلم به ظاهر در شرکت خصوصی تهیه شده اما سرمایهگذار اصلی آن معاونت سینمایی است. آن زمان حرف بر سر یک میلیارد بود و اکنون مساله بر سر 15 میلیارد تومان است. دوئل در تاریخ سینمای ایران ماندگار شد تا ببینیم راه آبی ابریشم و ملک سلیمان چه میشود؟
سعید راد بعد از پیروزی انقلاب در ایران ماند و در فیلم دوئل احمدرضا درویش بازی کرد و بعد از چند سال فاصله، جوزانی پای او را به تلویزیون هم باز کرد و نقش رضاشاه را در سریال در چشم باد به او داد. این نقش تنها نقش تلویزیونی سعید راد در همه دوران بازیگریاش است. در قسمت اول که او را دیدیم، بیشتر تحت تاثیر حضور او در تلویزیون بودیم و اینکه بعد از مدتها او را میبینیم اما در قسمتهای بعد، این غافلگیری حتما جایش را به نقد بازی او خواهد داد.

قبل از این، صفارهرندی، وزیرپیشین وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی گفته بود: «کسی که قانون را زیر پا میگذارد خود نیز زیر پا گذاشته خواهد شد.» اما شمقدری با گرفتن مجوز نمایش فیلم درباره الی، نشان داد مهاجرت فراهانی به خارج از کشور را زیرپا گذاشتن و قانون نمیداند. خبر سوم که رسما اعلام شد میترا حجار ممنوع التصویر است. این بازیگر مدتی خارج کشور بود و سال گذشته به ایران برگشت و در فیلم «آناهیتا» به کارگردانی عزیزالله حمیدنژاد بازی کرد و بعد از آن هم کمال تبریزی از حضور او در سریال «سرزمین کهن» استفاده کرد. حال با رسمی شدن ممنوعیت کار کردن حجار، باید دید چه بر سر این آثار میآید. البته درباره سریال سرزمین کهن نمیتوان حکم نهایی داد، چون قوانین سینما با تلویزیون فرق میکند. از طرفی، زمان زیادی تا آماده شدن این سریال مانده و امکان دارد تا آن موقع شرایط حجار فرق کند. اما فیلمی مانند آناهیتا که حمیدنژاد برای نوشتن فیلمنامه و ساخت آن زحمت زیادی کشیده، حیف است که امسال در جشنواره به نمایش درنیاید. سجادپور هفته گذشته اعلام کرد که ممنوعالتصویر شدن حجار پیش از زمانی بوده که گروه جدید به وزارت ارشاد بیایند.
در گیرودار ممنوعیت داشتن و نداشتن، رضا میرکریمی هم از مدیران سینمایی خواست همانطور که به فکر سینماگرانی هستند که میتوانند به ایران برگردند، به فکر سینماگرانی که نمیتوانند از کشور خارج شوند هم باشند.
با نگاهی به اخبار این هفته، میتوان به این نتیجه رسید که بخش زیادی از توان مدیران تازه نفس سینما باید صرف حل مسائل حاشیهای سینما شود؛ مسائلی که گاهی در سینمای ایران مهمتر از اصل هستند.

مَش حسن در «گاو»1
مش حسن شیفته گاوش است. اولین باری هم که او را میبینیم، این گاو عزیزدردانه را برده صحرا و به دور از چشم نامحرمان در حال قربان صدقه رفتن اوست. مش حسن چنان با عشق و محبت گاوش را میشوید، خشک میکند، نوازشش میکند و با او بازی و شوخی میکند که انگار همه زندگیاش این حیوان زبان بسته است. عجیب اینجاست که واقعا هم همینطور است. گاو مش حسن همه زندگی اوست. مش حسن زنش را تنها میگذارد و میرود شب را در طویله پیش گاوش میخوابد که خدای نکرده دست بلوریها به او نرسد و آسیبی به او نرسانند. در میدان روستا حواسش هست که بچهها چیزی به خورد گاوش ندهند که او را مریض کنند. از شهر هم که برمیگردد، اول بسمالله از زنش سراغ گاو را میگیرد و از او میپرسد آیا به گاو آب داده است یا نه. مش حسن با گاو حرف میزند و همراهش علف میخورد. او دیوانه گاوش است.
شاید هیچ کس به اندازه مشتی خانم، زن مش حسن، درک نکند که از دست دادن گاو برای مش حسن چه مصیبتی است. ناله و شیون و ضجهای هم که مشتی خانم از بابت مرگ گاو سر میدهد از همین رو اصلا دور از انتظار نیست و حتی ذرهای اغراق در آن وجود ندارد. مرگ گاو واقعا باعث بدبختی و بیچارگی زندگی او و مش حسن است. «خاک عالم به سرم شد. بدبخت شدم، بیچاره شدم. گاو مش حسن مرد...»
با این اوضاع پس دیگر تعجبی ندارد اگر با از دست رفتن گاو، مش حسن هم از دست برود. مش حسن باور نمیکند گاو نازنینش، معشوقش، همه وجودش، او را تنها گذاشته و رفته باشد. میگوید: «گاو من که در نرفته مش اسلام، گاو من که در نمیره.» و سر این حرف هم مصرانه ایستاده است، آنقدر که حاضر است برای اثباتش دیگر مش حسن نباشد و خودش از این به بعد نقش گاو باوفای خودش را بازی کند. شخصیت گاو برای او دوستداشتنیتر از شخصیت مش حسن است. او در معشوقش حل شده است و برای همین است که نیمه شب، «ما، ما» کنان در شهر میچرخد و روز بعد اهالی ده فقط میتوانند وجود مسخ شده او را در خانهاش پیدا کنند. او دیگر مش حسن نیست. گاو مش حسن است و برای همین خبر دروغ سلامتی گاوش را هم که به او میدهند دیگر اثری بر او ندارد.
مش حسن روز به روز بیشتر در نقش گاو گم میشود و سرانجام کار را به جایی میرساند که عاقلترین مردم ده، یعنی مش اسلام هم در یک لحظه غفلت، برای وادار کردن او به حرکت، او را با چوب میزند و میگوید: «دِ برو حیوون، دِ برو دیگه...» و این دیگر پایان داستان مش حسن است. او را باور کردند و او حالا میتواند با خیال راحت سر به بیابان بگذارد.
پانوشت:
1- محصول 1348 ایران، کارگردان: داریوش مهرجویی، بازیگران: عزتالله انتظامی، علی نصیریان

قصه
مرو (با بازی کاستهلیتو) مردی میانسال است که در رشته کاری خود تخصص زیادی دارد. او یک کارگر صنعتی است که روزانه 10 ساعت کار میکند. وی سالها قبل با دختری اهل آلبانی آشنا شد و با وی ازدواج کرد. حاصل این ازدواج پسری به نام لورنزو (با بازی کامپانلی) است. همسر آلبانیتبار مرو پس از چند سال زندگی مشترک، وی را به مقصد آلبانی ترک کرد و لورنزو را پیش او گذاشت. از آن زمان مرو تنها زندگی کرده و با سختی و مشقت، پسر خود را بزرگ کرده است. لورنزو عشق بزرگ زندگی مرو و تنها دلیل وی برای زندگی و ادامه حیات است. مرو سخت کار میکند تا پسرش یک زندگی آرام و راحت داشته باشد و کمبود مادر واقعی خود را حس نکند. در عین حال، مرو آرزوهای زیادی برای لورنزو دارد. در بین این آرزوها، یکی مهمتر از بقیه است. مرو همیشه رویا و آرزوی آن را داشته که لورنزو با حضور در مسابقات حرفهای ورزش مشتزنی، تبدیل به یک قهرمان این رشته ورزشی شود، اما لورنزو در این زمینه یک مبتدی است و مرو برای اینکه او را از حالت آماتوری درآورده و تبدیل به یک قهرمان حرفهای کند، باید تلاش زیادی به خرج دهد. خود مرو سالها قبل در ایام جوانی، ورزش مشتزنی میکرده است، ولی او هیچوقت نتوانست از حالت آماتوری درآید. حالا او میخواهد پسرش کاری را که وی نیمهتمام گذاشت، به یک پایان خوب و خوش برساند. به همین دلیل، او تمرینهای سخت و سنگینی را پیش روی لورنزو قرار میدهد. برنامه تمرینی لورنزو سخت و دشوار است. وی مجبور است در روز چندین ساعت متوالی به تمرین بپردازد. این مساله وقت و انرژی زیادی از هر دوی آنها میگیرد. لورنزو هم باید یاد بگیرد چگونه در رینگ با حریفهای خود مبارزه کند و هم بیاموزد که چگونه به کمک مشتزنی در زندگی روزمره از خودش دفاع کند. لورنزو وقتی عشق و علاقه پدرش را در رابطه با مشتزنی میبیند، جذب این ورزش میشود و علاقه و محبت بین پدر و پسر بیشتر از گذشته میشود.
لورنزو فقط به خاطر خودش نیست که میخواهد ورزش مشتزنی را بخوبی یاد بگیرد. یکی از هدفهای مهم او رنگ واقعیت زدن به رویای دیرینه پدرش است؛ پدری که زندگی و جان خودش را وقف او کرده است. اما ارتباط صمیمی و بسیار نزدیک مرو و لورنزو با بازگشت ناگهانی دنیسا، مادر لورنزو (با بازی آنیتا کراووس) دستخوش تحولات و ماجراهایی میشود. او که سالها در زندگی پسرش حضور نداشته، حالا برگشته تا جای خالی خود را پر کند. دنیسا برای غیبت طولانی خود دلایل منطقی و قابل قبولی هم دارد. مرو نه میتواند مانع از دیدار لورنزو و مادرش شود و نه میخواهد که چنین کاری کند. او هنوز هم به همسر خود که سالها قبل خیلی ناگهانی و بدون هیچ توضیحی وی را ترک کرد، علاقه دارد. آشنایی لورنزو با آنا هم مساله دیگری است که میتواند مانع از ادامه فعالیت مشتزنی او شود. در چنین شرایطی مرو باید یک تصمیم درست بگیرد تا اوضاع را به حالت عادی درآورد. اما آیا او توانایی آن را دارد که چنین تصمیم مهمی را بگیرد؟
نقد
آلساندرو آنجلینی برای قصه فیلم خود منطقه شمال غربی کشور ایتالیا را انتخاب کرده است؛ جایی که لوکیشنهای آن نقش مهم و تعیینکنندهای در قصه و پیشبرد ماجراهای آن دارند. «سرت را بلند کن» یادآور آثار نئورئالیستی سینمای ایتالیاست که با رنگ و بویی امروزی ارائه میشود. وجه ورزشی فیلم در بعضی لحظات ناخودآگاه قسمت اول «راکی» سیلوستر استالونه را به یاد میآورد. قصه فیلم بین دو درام ورزشی و خانوادگی در نوسان است و فیلمساز بخوبی توانسته ارتباط بین این دو را حفظ کند. این دو وجه فیلم به آرامی در کنار هم قرار گرفته و به جلو میروند. در عین حال، هیچیک از این دو خودش را به دیگری تحمیل نمیکند. قصه فیلم بدون این که تلاش داشته باشد تا حال و هوایی شعاری به خود بگیرد، بحث پیرامون مسائل مختلف اجتماعی و فرهنگی (و حتی سیاسی) را نیز پیش میکشد و در دل ماجراهای خود، آنها را تحلیل میکند. فیلمبرداری فیلم عالی است و صحنههای بسیار جذابی را به بیننده ارائه میدهد. بازیها طبیعی و روان است و کاستهلیتو مثل همیشه یک بازی عالی و زیرپوستی در نقش یک پدر مجرد و زحمتکش ارائه میدهد. آلبانیتبار بودن همسر مرو، رنگی فراملیتی به قصه فیلم میزند و آن را تبدیل به اثری با مضمون بینالمللی میکند. ورود دنیسا همسر مرو به قصه فیلم، آن را وارد مرحله تازهای میکند و به شکلی پیشبینی نشده قصه را وارد چالشهای تازهای میکند. لورنزو در بین آدمهای دور و بر خود بعضی وقتها شبیه موجود اسیری به نظر میرسد که خودش هم نمیداند چه کار باید بکند. بزودی او هم مثل پدرش مجبور به یک تصمیمگیری مهم میشود و کارگردان فیلم، تصمیمگیری نهایی پدر و پسر را به شکل جذابی به یکدیگر پیوند میزند.

آنها به مناسبتهای گوناگون نمایشهای مختلفی را برای اهالی محل اجرا میکردند. در دانشگاه در رشته بازیگری و کارگردانی تحصیل کرد و از همان دوران بازی جدی و حرفهایاش را در مراکز تئاتری شروع کرد. از سال 1981 وارد سینما شد و پس از حضور در چند نقش کوتاه، کمکم به نقشهای مکمل و سپس نقشهای اصلی رسید. با شروع دهه نود، تبدیل به یکی از بازیگران مطرح سینمای کشورش شد. به دلیل سابقه تئاتری و حضور در فیلمهای هنری و سنگین، بیشتر به عنوان یک بازیگر غیرمتعارف شناخته شده، تا این که بخواهد لقب یک ستاره را بگیرد. موفقیت در دنیای بازیگری، شرایط را برای ورود او به دنیای فیلمسازی فراهم کرد. اولین فیلم سینمایی خود در مقام کارگردان را در سال 1999 ساخت. اما این دومین ساخته سینماییاش «تکان نخور» در سال 2004 بود که وی را به عنوان یک فیلمساز موفق مطرح کرد. این فیلم هم نمایش عمومی موفقیتآمیزی در جدول گیشه نمایش سینماهای اروپا داشت و هم بسیار موردپسند منتقدین سینمایی قرار گرفت. کاستهلیتو از جمله هنرمندانی است که سخت موافق اتحاد صنعت سینمای اروپاست و طرفدار سینمای بدون مرز در این قاره است. به همین دلیل، او فیلمهای خودش را با همکاری هنرمندان دیگر کشورهای اروپایی (و بویژه فرانسوی و اسپانیایی) میسازد. خود او هم در تعدادی از محصولات سینمای اروپا، ایفای نقش کرده است. همسرش مارگارت مازانتینی یکی از فیلمنامهنویسان فعال ایتالیایی است. کار سخت و مداوم این دو مانع از آن نشده که وقت کافی برای رسیدگی به 4 فرزند خود نگذارند. کاستهلیتو در فیلم جدیدش که به صورت محصول مشترک با اسپانیا ساخته میشود هم در مقام کارگردان و هم در نقش اصلی ظاهر میشود.
در دوران دبیرستان ورزشکار خوبی بود و باعث قهرمانی تیم مدرسهای خود در مسابقات سراسری آمریکا شد. در دوران کالج به یادگیری موسیقی پرداخت و در سال 1994 یک آلبوم موسیقی به بازار ارائه داد. در سال 1999 متن ترانه اصلی درام ورزشی «هر یکشنبه داده شدهای( »اثر الیور استون) را خواند. در سال 1989 برای اولین بار به روی صحنه تئاتر رفت. مشوق اصلی او برای این کار یکی از همکلاسیهایش بود. همین حضور تئاتری کافی بود تا برای بازی در چند مجموعه تلویزیونی دعوت شود. با شروع فعالیت هنری بازی فوتبال را کنار گذاشت و تصمیم گرفت تبدیل به یک بازیگر موفق شود. شروع کار هنریاش با یکسری کار کمدی بود و وی نقشهای کمدی را به عهده میگرفت.
سال 1996 با رد قبول بازی در نقش مقابل تام کروز در «جری مگوآئر» خطای بزرگ زندگی حرفهایاش را مرتکب شد. این نقش به گوبا گودینگ جونیور رسید که برایش اسکار بهترین بازیگر نقش مکمل را گرفت. به این ترتیب، جمی فوکس مجبور شد چند سال دیگر صبر کند تا بتواند به صورت بازیگری مطرح درآید. با آن که تحصیلات دانشگاهیاش در رشته موسیقی است، ولی از آن استفادهای نکرده است. اولین بازیگر تاریخ سینماست که در یک سال برای یک فیلم خود در مراسم جوایز گلدن گلوب (کره طلایی) نامزد دریافت سه جایزه شد. برای درام موزیکال «ری» در سال 2004 اسکار بهترین بازیگر مرد را گرفت، اما پس از آن فیلم موفق زیادی روی پرده سینماها نداشته است.
در دوران دبیرستان ورزشکار خوبی بود و باعث قهرمانی تیم مدرسهای خود در مسابقات سراسری آمریکا شد. در دوران کالج به یادگیری موسیقی پرداخت و در سال 1994 یک آلبوم موسیقی به بازار ارائه داد. در سال 1999 متن ترانه اصلی درام ورزشی «هر یکشنبه داده شدهای( »اثر الیور استون) را خواند. در سال 1989 برای اولین بار به روی صحنه تئاتر رفت. مشوق اصلی او برای این کار یکی از همکلاسیهایش بود. همین حضور تئاتری کافی بود تا برای بازی در چند مجموعه تلویزیونی دعوت شود. با شروع فعالیت هنری بازی فوتبال را کنار گذاشت و تصمیم گرفت تبدیل به یک بازیگر موفق شود. شروع کار هنریاش با یکسری کار کمدی بود و وی نقشهای کمدی را به عهده میگرفت.
سال 1996 با رد قبول بازی در نقش مقابل تام کروز در «جری مگوآئر» خطای بزرگ زندگی حرفهایاش را مرتکب شد. این نقش به گوبا گودینگ جونیور رسید که برایش اسکار بهترین بازیگر نقش مکمل را گرفت. به این ترتیب، جمی فوکس مجبور شد چند سال دیگر صبر کند تا بتواند به صورت بازیگری مطرح درآید. با آن که تحصیلات دانشگاهیاش در رشته موسیقی است، ولی از آن استفادهای نکرده است. اولین بازیگر تاریخ سینماست که در یک سال برای یک فیلم خود در مراسم جوایز گلدن گلوب (کره طلایی) نامزد دریافت سه جایزه شد. برای درام موزیکال «ری» در سال 2004 اسکار بهترین بازیگر مرد را گرفت، اما پس از آن فیلم موفق زیادی روی پرده سینماها نداشته است.


امروزه بحث زنگرایی که در برخی ادبیات وارداتی فمینیسم نامیده میشود، در سینمای ما یکی از محورهای پررنگ است. اما مهرجویی زمانی این مهم را در فیلمهایش منعکس کرد که هنوز بسیاری از مدعیان امروزی به فکرش هم نیفتاده بودند. در عین حال رویکرد مهرجویی به این مقوله، چنان پرمتانت بود که اصلا شباهتی به جنگولک بازیهای فمینیستی برخی از فیلمهای پرادعای معاصر نداشت. عنایت مهرجویی در بانو و سایر چهارگانه زنانهاش به لایههای وجودی زنان، نه در سطوح متظاهرانه، بلکه در عمقی از دغدغههای هستیشناسانه سیر میکند. یکی از مهمترین این ابعاد، لایههای معرفتی و شهودی و عرفانی است. در ادبیات مکتوب و غیرمکتوب متاخر و متقدم ما معمولا ساحتهای عرفانی منسوب به مردان است، ولی مهرجویی در این فیلم (و همچنین پری) تلاش کرد تا این زاویه را از پشت چشمان زنان هم جستجو کند.

ولی کسی به هنرپیشگی فکر نمیکرد، اما من ته ذهنم همان نمایشهایی بود که دیده بودم. مانده بودم که این چه حرفهای است که آدم میتواند تا صبح باعث خنده جماعتی شود. از آنجا که بچه شیطانی بودم، یک بار در دالان خانهمان بچههای محل را جمع و برایشان تعریف کردم که من مطرب روحوضی دیدهام و این طوری بود و آنجوری! چادر مشکی مادرم را آوردم و با مرکب که آن موقع به جای خودکار و مداد استفاده میشد، صورتم را سیاه کردم. یکی سیاه شد و یکی مطرب که مادرم از راه رسید و همه را دعوا کرد و بساطمان را جمع کردیم، ولی از همان بچگی این حرفه را دوست داشتم و پدرم این را متوجه شده بود.
وقتی برای اولین بار تست نمایشخوانی دادم، این قدر خوششان آمد که بعد از شب اول به من گفتند از فردا میتوانی بیایی و پیشپرده بخوانی.
من آن شب از خوشحالی در خیابانها میدویدم و باورم نمیشد که میتوانم روی صحنه بروم. شب دوم و شب سوم بهتر و بهتر کار کردم و بعد رفتم رادیو تهران و این باعث شد تا یک قدم اساسی به سمت بازیگری بردارم.

اکنون این سیستم به صنعتی پر درآمد تبدیل شده که میتوان آن را حامی خوبی برای سینما دانست. اما معلوم نیست به چه دلیل، سیستم دی وی دی در ایران جا نیفتاده و تهیهکنندگان سینما علاقهای به استفاده از این سیستم ندارند. آنها حتی تلاش نمیکنند تا فیلمهایشان را که به شبکه نمایش خانگی راه پیدا میکند در قالب دی وی دی ارائه کنند و هنوز هم فیلمهای ایرانی به صورت سی دی به بازار عرضه میشود. شاید غفلت از همین نوآوریهاست که باعث میشود صنعت سینمای ایران رشد نکند و سینمای ایران فقط محتاج مخاطبی باشد که فیلمها را در داخل سینما به تماشا مینشیند.


«نئو» در «ماتریکس*»
اولین جملهای که دربارهاش میشنویم این است: «مورفیوس فکر میکنه اون خودشه.» که بعدا میفهمیم واقعیت مساله از این هم فراتر است و همان طور که مورفیوس به نئو میگفت: «فکر نکن که هستی، بدون که هستی.» ما هم بهتر است بگوییم: «مورفیوس فکر نمیکنه، میدونه که اون خودشه.» پیشگو در اینباره به نئو میگوید: «مورفیوس به تو ایمان داره نئو. هیچکس نه تو و نه حتی من نمیتونه نظرش رو برگردونه. اون به حدی ایمان داره که حاضره زندگیش رو فدا کنه برای نجات تو.»
اما نئو کیست؟ کارآگاه اسمیت شناخت محدود و ماشینی خود را از نئو خطاب به او اینطور تشریح میکند: «از قرار معلوم شما صاحب 2 زندگی هستید. در یکی شما «تامس اندرسن» برنامهنویس یک شرکت معتبر نرمافزاری هستید، شماره تامین اجتماعی دارید، مالیات میپردازید و خب، در حمل زباله به خانم صاحبخانه کمک میکنید. زندگی دومتون در فضای کامپیوتره و اونجا شما هکری هستید به نام «نئو» و در عمل به هر خلاف کامپیوتری که قانون منع کرده دست میزنید. یکی از این 2 زندگی، آیندهاش روشنه ولی اون یکی نه.»
ولی آیا ویژگیهای شخصیتی نئو فقط همینهایی است که اسمیت میگوید؟ هرگز. نئو همان طور که از جابهجایی حروف نامش(N ،E وO) که همان حروف واژه ( ONEیک) است برمیآید شخصیت یگانه و واحدی است که دوم ندارد. نیز چنانچه از شباهت نام »NEO« با واژه «NEW» پیداست، او شخصیت تازه آمده و بیسابقهای است که پیشتر هرگز نظیر او وجود نداشته است. نئو یک برگزیده است، ناجی آینده بشریت که این را البته اسمیت و همکاران او که همه شبیه هم و برخلاف انسانها عاری از تفاوتهای فردی هستند، نمیتوانند درک کنند. همین یگانگی نئو است که مورفیوس را اینطور مؤمن به او ساخته است: «تو برگزیدهای نئو. شاید تو در این سالهای اخیر دنبال من گشته باشی، ولی من تمام عمرم رو دنبال تو بودم.» مورفیوس کسی است که اسمیت او را خطرناکترین فرد در همه دنیا میداند و این یعنی او مفیدترین فرد برای تمامی بشریت است. این مهمترین شخصیت موجود، حاضر است جانش را برای نئو فدا کند. همین کافی است تا به عمق اهمیت و عظمت شخصیت نئو پی ببریم.
نئو یک قهرمان است. نه مثل مرد عنکبوتی و بتمن که لباس قهرمانی بپوشد. نه حتی مثل سوپرمن که بالذات قهرمان به دنیا آمده و عادی و از جنس بشر نباشد. او تامس اندرسونی است که نئو میشود یا به عبارت بهتر نئوی وجود خودش را پیدا میکند. نئو انسانی است مثل همه ما با این تفاوت که قادر است برگزیده بودنش را باور کند و به شناخت برسد.
* محصول 1999 آمریکا، کارگردان: اندی و لری واچوفسکی، بازیگران: کیانو ریوز، لارنس فیشبورن

قصه
زندگی در شهر کوچک دیسکا آرام و معمولی است و همه آدمهای آن مشغول گذراندن یک زندگی طبیعی هستند. فلینت لاکوود (با صدای بیل هدر) جوانی مخترع است که دوست دارد کارهای مثبت برای همشهریهای خود انجام دهد و کاری کند که مردم عادی زندگی بهتر و راحتتری داشته باشند. پدر او تیم (با صدای جیمز کان) مشوق او در کارهایی است که انجام میدهد. فلینت یک دستگاه جدید اختراع کرده که میتواند کمکهای خیلی زیادی به مردم بکند. برنت (با صدای اندی سامبرگ) رقیب اوست که از دوران کودکی تلاش کرده پا به پای او رقابت کند. ولی برنت همیشه یک قدم از فلینت عقبتر بوده. دستگاه اختراعی فلینت اوضاع جوی شهر را به هم میریزد. ناگهان برای چند روز حتی یک قطره باران هم در شهر نمیبارد. اهالی شهر متعجب هستند که چرا با وجود هوای ابری، باران نمیبارد. سام اسپارکز (با صدای آنافاریس) یک گزارشگر تلویزیونی است که اخبار مربوط به وضعیت آب و هوا را پوشش میدهد او در رابطه با وضعیت جوی شهر گزارشهایی تهیه میکند. در چنین اوضاع و احوالی است که ناگهان از آسمان به جای باران، غذا میبارد. اهالی شهر از دیدن چنین وضعی هم خوشحال هستند و هم شگفتزده، ارل دوروکس (با صدای مستر تی) پلیس وظیفهشناس شهر است که میخواهد واقعیت ماجرا را کشف کند. او متوجه میشود اختراع جدید فلینت باعث بارش غذا به جای باران شده است. شلبورن شهردار شهر (با صدای بروس کمپل) از اتفاقی که رخ داده بسیار خوشحال است. او در این فکر است که دستگاه اختراعی فلینت میتواند توجه عموم مردم شهرهای دیگر را جلب کند و نام شهر او را در نقشه جغرافیایی برجسته کند. چنین اتفاقی میتواند او را در موقعیت بهتری قرار دهد. در چنین شرایطی است که سام اسپارکز با فلینت آشنا میشود و آنها تصمیم میگیرند با کمک یکدیگر، دست به کاری بزرگ و عجیب و غریب بزنند.
نقد
بسیاری از منتقدان ادبی اعتقاد دارند کتاب قصه جودی بارت که آن را با همکاری همسرش رای نوشته است، قصهای بدون زمان و مکان است که مردم هر دورهای از تاریخ از خواندن آن لذت میبرند. این قصه تصاویری جذاب و شگفتانگیز از غذاهای خوشمزهای را به نمایش میگذارد که از آسمان به زمین میافتند و این کار توسط دانشمندی صورت گرفته که میخواهد مشکل تغذیه مردم را در سطح بینالمللی حل کند. اما زمانی که حجم غذاهای فرستاده شده از حد مجاز میگذرد و شهرها با ازدیاد غذا مواجه میشوند، مشکلات شروع میشود و اقدام انساندوستانه این دانشمند، در مسیر غلطی میافتد. قصه فیلم سرشار از شگفتیها و چیزهای جذاب است و آموزشهای اخلاقی و علمی خوبی به تماشاگران کوچولوی خود میدهد. شرکت سونی در اولین قدم برای تولید یک انیمیشن جذاب و تماشایی، سعی دارد با رقیب بزرگ خود کمپانی والت دیزنی و شرکت کامپیوتری پیکسار رقابت بکند. منتقدان سینمایی عقیده دارند این شرکت در این زمینه با موفقیت عمل کرده و توانسته انیمیشنی شیک و تماشایی ارائه دهد. با آن که قصه اصلی کتاب بسیار کودکانه است، ولی فیلم سینمایی آن حال و هوایی عمومی و همگانی دارد و بزرگترها هم میتوانند در کنار کودکان و نوجوانان، به تماشای فیلم بنشینند. صحنههای کارتونی فیلم از ساخت و پرداخت خیلی خوبی برخوردار است و تکنیسینهای واحد انیمیشن شرکت سونی، کار خود را به نحو احسن انجام دادهاند. اغراق نیست اگر گفته شود «کوفته قلقلیها» یکی از امیدهای اصلی اسکار امسال در رشته بهترین فیلم انیمیشن سال خواهد بود. این فیلم رقیب خوبی برای 2 انیمیشن پر سر و صدای امسال صنعت سینما یعنی «بالا» و «عصر یخی 3» است.
ساخت فیلم به گونهای است که به راحتی بینندگان بزرگسال خود را به دنیای کودکی برمیگرداند و این موفقیتهای کمی برای یک محصول انیمیشنی نیست، اهل فن بر این عقیدهاند که اگر یک انیمیشن بتواند بیننده بزرگسال خود را به اندازه تماشاچی کوچولوی خود خوشحال کند و به شعف بیاورد، یک محصول موفق است. به همین دلیل است که منتقدان سینمایی «کوفته قلقلیها» را فیلمی سرگرمکننده و خوب ارزیابی میکنند. بار فانتزی فیلم زیاد است و به راحتی با صحنههای بانمکی که خلق میکند، میتواند تماشاگران را به یک دنیای رویایی ببرد و تخیلات آنها را افزایش دهد. پیام انسانی فیلم هم که هر چیز باید سرجای درست و منطقی خودش باشد، خیلی خوب به بیننده منتقل میشود. صداپیشههای فیلم کارشان را خیلی خوب انجام دادهاند و در این بین کار فاریس و هدر بیشتر از بقیه مورد توجه قرار گرفته است.
نکته جالب توجه درباره «کوفته قلقلیها» این است که به هیچ وجه تلاش ندارد از سبک کاری والت دیزنی و پیکسال تقلید کند و مهر شخصی خود را روی اثر میزند.
|
چهرههای دور
بیل هدر
![]() صداپیشه اصلی فیلم انیمیشن «کوفتهقلقلیها» که به جای شخصیت اول این فیلم یعنی فلینت دانشمند صحبت میکند، هفتم ژوئن سال 1978 در ایالت اوکلاهما به دنیا آمد. این فیلم انیمیشن نام بیل هدر را در سطح وسیعی مطرح کرد، ولی او برای رسیدن به موقعیت امروزی خود، تلاش زیادی کرد. هدر در خانوادهای معمولی به دنیا آمده و همیشه یک زندگی معمولی داشته است.
دوران کودکی و نوجوانی خود را در اوکلاهما سر کرد و در همان جا به مدرسه رفت. از همان دوران نوجوانی علاقه بسیار زیادی به ورزش بسکتبال داشت و تصور همگان بر این بود که او در بزرگسالی این رشته ورزشی را به عنوان کار اصلی انتخاب میکند، اما این اتفاق هرگز رخ نداد. آشناییاش با مگی کری در دوران دانشگاه، 2 تغییر عمده در زندگی هدر ایجاد کرد. مگی کری که دانشجوی رشته سینما بود، باعث علاقه هدر به دنیای سینما و بازیگری شد و مسیر زندگی او را عوض کرد. او بزودی همسر هدر هم شد. مگی کری فیلمسازی است که ساختههای مستند او جوایز متعددی از جشنوارههای مختلف گرفته است، اما هدر ترجیح داد به جای فیلمساز شدن بازیگر شود. او که دوستدار رمانهای جنایتکارانه و فیلمهای علمی تخیلی و ترسناک است، بازیگری را از سال 2004 با فیلم «جنی کلون» شروع کرد. با وجود حضورش در سینما، پای ثابت مسابقات بسکتبال است و تمام بازیهای این رشته ورزشی را از نزدیک دنبال میکند. بیشتر دوست دارد در نقشهای کمدی بازی کند، ولی هنوز یک نقش خیلی خوب در این زمینه به او پیشنهاد نشده است. دوستی و همکاری نزدیکی با جاد آپاتور، کمدیساز سرشناس سینما دارد. تا به حال در 5 فیلم سینمایی او بازی کرده، ولی هنوز نتوانسته نقش اصلی یکی از فیلمهای او را بهعهده بگیرد. نکته جالب درباره بیل هدر این است که قبل از این بازیگر 6 فیلم صدمیلیون دلاری (سوپر بد، تندر استوایی، شبی در موزه 2، انیمیشن عصر یخی3، Knocked,up و همین کوفته قلقلیها) سینما بوده که نقش اصلی آنها را بازیگران دیگری به عهده داشتهاند! موفقیت انیمیشن «کوفته قلقلیها» باعث توجه بیشتر صنعت سینما به هدر شده است. او در حال حاضر مشغول بازی در فیلم اکشن و ماجراجویانه «هاد علیه شیطان» است که یکی از نقشهای اصلی آن را به عهده دارد. |
|
|

این نمایشها همه آماتوری بودند، ولی باعث شدند تجربه بازیگری آنا فاریس افزایش یابد. از همان دوران کودکی همراه مادرش به تماشای نمایشهای تئاتری و فیلمهای سینمایی میرفت. به همین دلیل، او خیلی زود تبدیل به یک فیلمبین حرفهای شد.
پدر و مادر آنا وقتی اشتیاق فراوان او را برای بازیگری دیدند، او را تشویق به ادامه این کار کردند. او در دوران نوجوانی کارگردان، تهیهکننده و نویسنده نمایشهای خود شد. اولین حضور جدی و حرفهای آنا فاریس روی صحنه در 9 سالگی بود که برای بازیاش دستمزد هم دریافت کرد. این یک نمایش حرفهای محلی در بالتیمور بود و باعث شد تا او جدیتر این حرفه را پی بگیرد. پس از فارغالتحصیل شدن از دانشگاه در رشته ادبیات، تصمیم گرفت راهی لندن شود تا بتواند فضای بهتری برای فعالیت داشته باشد.
در سال 1999 و پس از بازی در یک فیلم، مصمم شد به لسآنجلس کوچ کند. در سال 2000 اولین فیلم مهم خود «فیلم ترسناک» را بازی کرد که هجومی به فیلمهای ترسناک چند سال اخیر هالیوودی بود.
دوست دارد نقشهای مختلف را تجربه کند و هنوز خودش را یک بازیگر مبتدی میداند که باید چیزهای تازه و زیادی یاد بگیرد.
صنعت سینما هم این روزها او را جدیتر میگیرد و نقشهای بهتر و مطرحتری به او پیشنهاد میکند. فاریس این روزها مشغول همکاری با سازندگان قسمت دوم فیلم زنده و انیمیشن «آلوین و سنجابها»ست. در این فیلم هم او به جای یکی از شخصیتهای انیمیشنی و کامپیوتری فیلم حرف میزند.

او سال 1335 در تهران متولد شد. سال 1361 با حضور در فیلم «ریشه در خون( »سیروس الوند) اولین نقش سینماییاش را تجربه کرد. از همان سالها در کنار بازیگری به عنوان دستیار صحنه و دستیار کارگردان نیز به فعالیت پرداخت. از مهمترین نقش آفرینیهای او میتوان به بازی در فیلمهای قافله، آواز تهران، یکبار برای همیشه، شب حادثه، آوار، گردباد، کلانتری غیر انتفاعی، موش، چند میگیری گریه کنی، برگ برنده و آقای هفت رنگ و سریالهای شبهای برره، سه در چهار، مرد دو هزار چهره، نردبامی بر آسمان و... اشاره کرد.

تارخ چندین سال پیش هم در فیلم «سرب» به کارگردانی کیمیایی بازی کرده بود. تارخ در یک اپیزود از سریال «خستهدلان» هم بازی کرده و پخش این سریال بزودی از شبکه یک سیما آغاز میشود. تارخ در تلویزیون، هم نقشهای خوبی بازی کرده است که از میان آنها میتوان به سریالهای «بوعلیسینا»، «معصومیت از دست رفته»، «سفر سبز» و «اغما» اشاره کرد. بازیهای تارخ در فیلمهای سینمایی «سارا» و «سرب» به یاد ماندنی است.

در خلاصه داستان این فیلم چنین آمده است: شهابسنگی در روز عروسی «سوزان مورفی» به او اصابت میکند و در اثر برخورد این شهابسنگ، سوزان تبدیل به یک هیولا میشود. ارتش برای مقابله با او دست به کار میشود و سوزان به محلی سری منتقل میگردد. سوزان آنجا با هیولاهای دیگری دکتر سوسک، لینک، باب و غول حشره آشنا میشود که آنها نیز مثل سوزان زندانی هستند.
در این بین، موجودات فضایی برای به دست آوردن مادهای باارزش به نام «کوآنتونیوم» به زمین حمله میکنند و از آنجا که این ماده باارزش در بدن سوزان وجود دارد، سعی میکنند هر طور شده او را به چنگ بیاورند. ژنرال «دابلیو آر مانگر» رئیسجمهور را متقاعد میکند که برای مقابله با موجودات فضایی از هیولاها استفاده کنند.
شریک
دیوید دهاوان فیلم «شریک» را در سال 2007 کارگردانی کرده است. این فیلم که محصول کشور هندوستان است با زمان 84 دقیقه به شبکه نمایش خانگی راه پیدا کرده است.
بهاسکر عاشق رئیس خود پریا جی سینگ دختر راج جی سینگ صاحب میلیاردها ثروت شده است ولی نمیداند چگونه عشقش را به وی ابراز کند، به همین دلیل سراغ استاد زندگی پریم کسی که راه رسیدن به زندگی مشترک را به عشاق نشان میدهد میرود.
پریم وقتی میفهمد بهاسکر عاشق چه کسی شده است تلاش میکند وی را از فکر رسیدن به او منصرف کند، اما بهاسکر دستبردار نیست و به دنبال پریم تا تایلند نیز میرود و نظر مساعد وی را جلب میکند.
پریم پس از بازگشت از تایلند به ملاقات زنی که قبلا وی را از دست چند مافیایی نجات داده به نام ننا میرود و از وی تقاضای ازدواج میکند غافل از این که وی قبلا ازدواج کرده و یک پسر دارد. حال پریم نهتنها باید مشکل بهاسکر را حل کند بلکه باید رضایت پسر ننا را برای ازدواج با وی نیز جلب کند.
کورالین
فیلم «کورالین» را در سال 2009میلادی «هنری سیکل» برای سینمای آمریکا کارگردانی کرده است. این فیلم به مدیریت مینا مؤمنی به فارسی دوبله شده است.
این فیلم ماجرای کورالین است که به تازگی با پدر و مادرش مستاجر یک خانه خیلی قدیمی شدهاند. او یک شب به طور اتفاقی دری را پیدا میکند که از طریق آن وارد یک دنیای شگفتانگیز میشود و در آنجا یک پدر و مادر جدید پیدا میکند که آنها را بیشتر از پدر و مادر خودش دوست دارد؛ اما بعد از چند شب متوجه میشود که همه اینها فقط یک دام بوده است... .


چارلی سرانجام در یکی از همان شبها، از درون صف تماشاگران به روی صحنه جست و راهی را پیمود که در تاریخ، او را به استاد بازیگران و نقشآفرینان تبدیل کند تا جایگاه بلند او در سینما برای هیچ بازیگر دیگری در دسترس نباشد.
چارلز اسپنسر چاپلین نزدیک به 130 سال پیش چشم به جهان گشود و چنان زندگی کرد که یک هنرمند واقعی زندگی میکند.
سال 1889 چارلی در لندن، پایتخت انگلستان به دنیا آمد. تقریبا همزمان با تولد او، توماس ادیسون دستگاهی را اختراع کرد به نام کینوسکوپ که مقدمهای بود برای اختراع دوربین فیلمبرداری.
پدر چارلی یک نوازنده، بازیگر معمولی تئاتر و مادرش هنرپیشه و خواننده بود و این طبیعی است که فرزند این زوج هم فردی هنرمند از آب دربیاید. چارلی کوچولو از همان ابتدا طعم دورهگردی و گذران زندگی از راه اجرای نمایش و آوازخوانی را چشید و با سختیهای این زندگی خو گرفت. چارلی کار هنریاش را در 5 سالگی با بازی روی صحنه شروع کرد. او با استعداد و ذوقی که در تقلید از رفتار دیگران داشت، همه را مجذوب خودش میکرد. اولین ضربه زندگی، او زمانی بود که پدرش از دنیا رفت و او را با مادر و برادر ناتنیاش تنها گذاشت. از همان زمان، زندگی چهره سخت و بیرحم خود را نشان داد و او را به ولگردی در خیابانهای فقیرنشین و پرازدحام کشاند. برای چارلی دیدن نمایش از همه چیز مهمتر بود. وقتی یک پنی از مادرش برای خرید خوراکی میگرفت، با آن به سالن نمایش میرفت و در حالی که دلش از گرسنگی ضعف میرفت با دهانی باز، شیفته بازی بازیگران حرفهای نمایش میشد. او همچنین با خرید و مطالعه کتابهای دستدوم، سعی میکرد مسائل مهم را درک کند و بر دانش خود بیفزاید.
فیلمهای چارلی همه به نوعی گویای گذشته تلخ و پراندوه اوست. در بیشتر آثار او، ولگردی، تنهایی و فقر و تنگدستی بخوبی خود را نشان داده است. چارلی نابغه علاوه بر بازیگری، فیلمنامه مینوشت، کارگردانی میکرد، تدوین میکرد و برای فیلمهایش موسیقی هم میساخت.
سبک چارلی مشخص بود و از جلوههای ویژه در فیلمهایش استفاده چندانی نمیکرد. او از هیچ هنرپیشه بدلی به جای هنرپیشههای اصلی سود نمیبرد که شیوهای مناسب برای جلب همدردی تماشاگران بود. در فیلمهای او دوربین حرکات کمی داشت. انگار حرکتها را روی صحنه تئاتر میدید و از آن فیلمبرداری میکرد.
چاپلین مجموعا 81 فیلم ساخت که با شرایط زمانی، هماهنگی و وابستگی داشت. او سالهای آخر عمر خود را به دور از غوغای سینما، در میان مناظر زیبا سپری کرد و بالاخره در سال 1977 بر پرده فیلم زندگی چارلی، کلمه پایان نقش بست.