اندر حکایات آدم و حوا فقط بخونید

دا بود با یه عالمه زمین jumpearth.gif : 46 par 56 pixels.و آسمون و سیاره goldstar.gif : 33 par 49 pixels.و ستارهxspace_sunny.gif : 34 par 31 pixels. و کره topodaworld.gif : 32 par 40 pixels.و کهکشون و البته یه عالمه خدم و حشم و فرشتهflyinsmile.gif : 41 par 60 pixels. و ملک angelic.gif : 39 par 31 pixels.که صبح تا شب هیچ کاری نداشتن جز اینکه خدا رو بپرستند و ستایش کنندsultan.gif : 156 par 72 pixels. و تسبیح بگویند

خدا یه روز حوصله اش خیلی سر رفته بود هر روز کارای تکراری ..

از هر جا که میرفت و میومدو هر جا که سرشو میچرخوند یه فوج فرشته داشتن میگفتن به به چه خدایی به به...

اصلا حوصله اش از این همه پاچه خواری سر رفته بود شدید!!!!

با خودش فکر کرد بهتره یه موجودی بیافرینم که یه کم از این یک نواختی در بیام!!!

تازه میتونم یه جوری برنامه ریزیش کنم که وسعت عملش از این فرشته ها که صبح تا شب فقط ستایش منومیکنند بیشتر باشه ولی ...اونم که تکراری میشه ..

بعد فکر کرد خوب ..حالا که وسعت عمل بیشتر میشه بهتره محدودیتهاشم بیشتر بشه از فرشته ها.

بهتره بهش قدرت بدم ..که یه کاری رو بکنه ..

بعد فکر کرد که چی مثلا؟؟؟اینم یه ذره بعد یه نواخت میشه.

بعد فکر کرد بهتره که بهش قدرت بدم که یه کاری رو بکنه بعد بهش بگم زشته بده این کارو که میتونی بکنی نکن!!!!!!!samvetesmiley.gif : 72 par 32 pixels.

وااااااااااااااااااااای عجب فکر کردما(خدا با خودش گفت)

بعد دست به کار شد

اصلا بذار ببینم چی کار میکنه این مخلوق جدید.

خوب حالا از چی درست کنمش؟؟چهار تا عنصر که بیشتر نیافریدم

هوا؟ خاک؟ آتیش؟ آب؟

هوا که ...نمیشه مثل باد میشه .باد که داریم قبلا آفریدیمtwister2.gif : 80 par 53 pixels.

آب ..آب هم خوب نیست شل میشه دوست ندارم

آتیش ...نه فرشته ها از آتیشن..kvasthexa.gif : 95 par 90 pixels.

میمونه خاک..آره خاک بد فکری نیستdigginsmile.gif : 118 par 44 pixels. با یه کم آب قاطیش میکنم بعد یه کم فوت میکنم توش تا نفس بگیره بعد...

و دست به کار شد

چوب جادوشوkkvastf.gif : 53 par 40 pixels. تکون داد و اجی مجی لاترجی .

جی جی جینگ

یک عدد آدم آفریده شد..nobrain2.gif : 19 par 30 pixels.

به همین راحتی به همین خوشمزگی!!!puppetsmiley.gif : 83 par 77 pixels.

(البته شما اصلا خیال نکنید که برای ماها هم کار آسونیه ها ..نه بابا .این کارا فقط از خود خدا برمیاد)

آدم یه هو تالاپی افتاد وسط بهشت ...بیچاره .تازه اونم با دماغ...پا شد داد زد آهای کی منو پرت کرد اینجا؟؟؟اینجا دیگه کجاست؟؟من کیم اصلا؟؟دماغم درد گرفت بابا..حالا من دکتر خوب از کجا بیارم برم دماغمو عمل کنم.؟؟؟ آخه این جوری آدمو پرت میکنن ؟؟با صورت؟؟

بعد یه هو دید که خیلی همه جا ساکته!!و تنهاس

یه هو فکر کرد که واقعا کیه اصلا؟؟بعد ترسید یه نگاهی به دور و برش کرد و پا گذاشت به فرار

خدا هم از اون بالا داشت نگاه میکرد .خنده اش گرفت با خودش گفت دستم درد نکنه yesssmileyf.gif : 35 par 32 pixels.عجب موجود با حالیه ها..این کلی منو سرگرم میکنه با این کاراش و تصمیم گرفت فعلا ساکت باشه تا ببینه خود این آدم چیکار میکنه .

آدم بیچاره دوید و دوید تا رسید به یه جایی که دور تا دورش آب بود.Shark Island.

یه حسی داشت

یه حس که تا حالا تجربه اش نکرده بود..نمیدونست چی کار کنه ...اصلا نمیدونست اسمش چیه...

یه کم جلوتر رفت..دستشو کرد تو آب ....اومد بگیرتش که دید از لای انگشتاش سر میخوره..فکرکرد عجب چیز مزخرفیه ها این..نه بو داره نه میشه گرفتش..بعد فکر کرد بهتره یه کم بخوره ازش.....وقتی خورد تازه فهمید که تشنه اش بوده.گفت آهان پس اسم این احساس تشنگیه!!!و با این که نمیدونم اسمش چیه رفع میشه..

بعد فکر کرد اسم اینکه خوردم چیه حالا؟؟؟

خدا یه فرشته رو فرستاد که دم گوشش بگه آب .آدم تکرار کرد..آب..آب ...بعد گفت اسمشو بذارم آب ...

( شما توجه کنید به این نکته که آدم ابو البشر از ابتدا فارسی زبان بوده!!!!!)teehee2.gif : 33 par 31 pixels.

خلاصه  

یه نگاهی به دور وبر ش کرد و دید خیلی خوشگل و سر سبزه همه چی هم یه جور آرامش بهش میدهspring .انگار احتیاجی نیست که فرار کنه .تصمیم گرفت با احتیاط بره و دورو اطرافشو ببینه   backingout.gif : 92 par 45 pixels.


 قسمت دوم در ادامه ی مطلب....

 

 

 قبل از اینکه داستا نو شروع کنیم بهتره از بارپاپا تشکر کنم که یه نکته ای رو یاد آوری کرد که من یادم رفته بود..یعنی دروغ چرا تا قبر آ آ آ آ ..من اصلا نشنیده بودم اینو تا حالا.

فرموده اند که وقتی خدا آدم را آفرید و گذاشتش تو آفتاب تا خشک بشه برای اینکه امتحان کنه ببینه این گل ( به کسر گ بخونید لطفا چون من حال ندارم اینجا بگردم ببینم کسره کجاست) آره..برای اینکه امتحان کنه ببینه آدمک گلیش خشک شده یا نه یه انگشت زد بهشGnome که در اینجا ناف حضرت آدم شکل گرفت..

این خیلی نکته مهمیه ..خیلی دقت کنید چون اون موقع که آدم جان از شیکم کسی بیرون نیومده بود که ..پس بند ناف و اینا نداشت که ببرنش و بهش گیره بزنن و بعد الکل بزنن که خشک بشه و بعد بیفته و بشه ناف ..پس برای این که شکل بقیه آدمای نسل بعد بشه این طوری شد که ناف دار شد..

حالا ادامه ماجرا..

 

بله تا اونجا رسیدیم که آدم جان رفت یه نگاهی به دور واطرافش بندازه.

همین طوری رفت sneakingsmiley.gif : 33 par 23 pixels.و هی گل FlowerFlowerدید رفت و هی بلبل دید رفت و هی پرندهتصاویر زیباسازی ، عکس های یاهو ، بهاربیست             www.bahar-20.com دید رفت و هی چرنده تصاویر زیباسازی ، عکس های یاهو ، بهاربیست             www.bahar-20.comدیدو هی خزنده دید Mad Snail ولی دریغ از یه دونه چیز دیگه که شبیه خودش باشه ..آخه عکس خودشو تو آب دیده بود uglysmiley.gif : 63 par 50 pixels.میدونست چه شکلیه ..

خلاصه هر چی گشت دید همه باهاش فرق دارن زبونشم نمیفهمن ...بعد فکر کرد من چیم اصلا؟؟سوال

هر چی فکر کرد به هیچ نتیجه ای نرسید.

بی خیالش شد کلا..

داشته باشین که خدا هم از اون بالا داشت نگاش میکرد.

با خودش میگفت به به عجب موجودی آفریدم ها این تا مدتها میتونه سرمو گرم کنه ..

بعد یه کم فکر کرد و دید که این موجود که آفریده اسم نداره گفت بهتره اسمشو بذاریم انسان ( همون آدم خودمون) بعد گفت اسمش انسان باشه خوبه ..ولی این بیچاره چیزی بلد نیست که باید یه چیزایی رو بشناسه و یاد بگیره اسماشو کاراشو ...

فکر کرد بهتره یه فرشته رو مامور کنه که بهش یه چیزایی یاد بده.خلاصه گفت جبی جان ( همون جبرییل خودمون)‌ بیا عزیزم برات یه ماموریت دارم.

جبرییل فرشتههم فوری حاضر شد..گفت بله خدا جان جان.

خدا بهش گفت از این به بعد همین طوری بیکار و بیعار تو بهشت من نمیچرخی یه کاری میخوام بکنی

جبی گفت چشم خدا جان

خدا گفت میری دنبال این انسان که ....

جبی با تعجب گفت: انسان؟؟من فرشته ای به این نام نمیشناسم!!

خدا گفت: این همه ساله داری منو می پرستی هنوز نفهمیدی نباید بپری وسط حرفای من؟؟؟؟؟؟؟؟؟منتظر

جبی:..........

خدا ادامه داد: میری دنبال این موجود جدید که آفریدم اسمشو گذاشتم انسان میتونی خودمونی بگی آدم..میری دنبالش خودتو معرفی میکنی و میگی من از طرف کی اومدم و وظفیه داری که هر چی میگه براش فراهم کنی و هر چی میگه گوش بدی و یه چیزایی که بلد نیست رو بهش یاد بدیexplanation.gif : 100 par 62 pixels..فقط یه چیز رو یادت باشه  اینکه نباید بذاری نزدیک استراحتگاه پریای جوون و خوشگل بشه ..چون هنوز امتحانشو پس نداده.راستشم بخوای خودم آفریدمش ها..ولی بهش اطمینان ندارم

جبرییل یه کم فکرکرد و گفت : حالا نمیشد همه اینا رو تو وجودش بذارین .؟؟هنوزم که دیر نشده فقط اراده کنیدyapyapyapf.gif : 31 par 20 pixels.

خدا گفت: باز تو کار من دخالت کردی؟؟برو ببینم

جبی دید هوا پسه hidingsmile.gif : 32 par 29 pixels.گفت : چشم و رفتflyinsmile.gif : 41 par 60 pixels.

همین طوری که میرفت به کارایی که باید میکرد فکرمیکرد و به اینکه چقدر چیز باید یاد این موجود بده و چیکار باید بکنه و چیکار نباید بکنه...

یه کم که رفت به خودش گفت من این موجود جدید رو هنوز ندیدم بهتره برم بپرسم ببینم کجاس یه نگاهی به شکل و ریختش بکنم.

رفت و از اولین فرشته دم دستش نشونی پرسید.

فرشته هه گفت والا من نمیدونم فقط همین ده دقیقه پیش دیدم یه موجود عجیب غریبی که شبیه ماها نبود از اینجا رد شد داشت میرفت طرف خوابگاه پریا..

یه هو جبرییل از جاش پرید

-speechless.gif : 22 par 24 pixels.راست میگی؟

- آره دروغم چیه؟dunnosmiley.gif : 42 par 18 pixels.

واااااااااااای جبرییل یه دونه زد تو سرش و دوید دنبال آدم ...

و حالا بشنوید از آدم...

همین طوری که میرفت و میرفت و میرفت هی تو راهش بر میخورد به انواع و اقسام درختا و گلاxflora_bowflower.gif : 22 par 36 pixels. و پرنده ها و رودخونه ها و ...خلاصه به هر طرف که نگاه میکرد روحش تازه میشد..

اما یه کم گیج و ویج میزد..اسم چیزی رو بلد نبود نمیدونست باید کجا بره باید چی کار کنه نمیدونست اصلا کیه چیه از کجا اومدهdunnosmiley.gif : 42 par 18 pixels. ...

هیچی نمیدونست و این کلافه اش کرده بود.

همین طوری که داشت میرفت و سرش پایین بود و تو فکر بود رسید به یه نهر آب..

با خودش فکر کرد ااااااااااااااااا این از همونه که اسمشو گذاشتم آب ..چون خیلی راه رفته بود تصمیم گرفت یه کم آب بخوره.

سرشو آورد پایین که آب بخوره یه هو دید یه پری خوشگل تو آب نشسته و داره نگاش میکنه ...

محو تماشا بودhappytongue.gif : 19 par 26 pixels. که یه هو یه صدایی از پشت سرش شنید و بوووووووووووووووووووم.......

........

 

ادامه دارد؟؟؟؟؟

بله دارد....................................

 

خانومی نوشت:

آقایون عزیز لطفا جبهه نگیرین شمشیراتونم غلاف کنید..تصاویر زیبا سازی ، عکس های یاهو ، بهاربیست             www.bahar-20.comمن فقط واقعیتاتو رو منعکس میکنم.!!!!.آخه من اونجا بودم تنها شاهد زنده این جریاناتمدروغگوواااااااای دماغم چرا این طوری شد؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
منبع: وبلاگ خانومی

 

/ 0 نظر / 4 بازدید